<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="0.92">
	<channel>
		<title>عاشورایی</title>
		<link>https://ashorayi.kowsarblog.ir/</link>
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
				<item>
			<title>آهوی وحشی</title>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 18pt; color: #800000;&quot;&gt;چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 18pt; color: #800000;&quot;&gt;                    که کس آهوی وحشی را از این خوشتر نمی گیرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://ashorayi.kowsarblog.ir/آهوی-وحشی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://ashorayi.kowsarblog.ir/آهوی-وحشی</link>
							</item>
				<item>
			<title>نحوه زینت در خارج از منزل</title>
						<description>&lt;p&gt;«کلمه حجاب، هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حجاب.» بیشتر استعمالش به معنی پرده است. از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیله پوشش است. در قرآن خورشید در پشت پرده مخفی شد. (سوره ص، آیه ۳۲)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام علی علیه السلام به مالک اشتر فرمود: در میان مردم باش و کمتر خود را در اندرون خانه از مردم پنهان کن.(۱)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتاً جدید است. در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها کلمه «ستر» که به معنی پوشش است بکار رفته است. بهتر بود این کلمه عوض نمی شد و همان کلمه پوشش را بکار می بردیم. زیرا چنانکه گفته شد معنی شایع لغت حجاب، پرده است، و اگر در مورد پوشش بکار برده می شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد. در ایران قدیم و هند قدیم حبس زن مطرح بوده ولی در اسلام نه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از آیات دیگری که در خصوص حجاب و پوشش اسلامی نازل شده است آیه ۵۳ از سوره احزاب است. در این آیه چنین آمده است: یا ایها الذین آمنوا… اذا سالتموهن متاعاً فسالوهن من وراء حجاب؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید… هنگامی که از زنان پیامبر صلی الله علیه و آله از موردی سؤال می کنید مستقیماً رو به رو نشوید و از پشت حجابی؛ این کار را انجام دهید. به منظور درک دقیق محتوای آیه مذکور بجاست ابتدا شأن نزول آیه مرور نشود: در این آیه، صراحتاً کلمه حجاب ذکر شده است. به همین دلیل این آیه نزد قرآن پژوهان و قدما آیه حجاب نامیده شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ممکن است عده ای از این آیه این برداشت را داشته باشند که زنان می بایست در پس پرده باشند و از خانه بیرون نروند. در حالی که منظور از پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد، آیات مربوطه همین معنی را ذکر می کند و فتوای فقهاء هم موید همین مطلب است و در آیات مربوطه لغت حجاب به کار نرفته است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شان نزول آیه حجاب&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عرب های مسلمان بی پروا وارد اتاق های پیغمبر می شدند. زن های پیغمبر(صلی الله علیه و آله) هم در خانه بودند. آیه نازل شد که اولاً سرزده و بدون اجازه وارد خانه پیغمبر نشوید، و اگر برای صرف غذا دعوت می شوید به موقع بیایید و بعد هم برخیزید و بروید و به قصه گویی و صحبت های متفرقه، وقت نگیرید زیرا این امور پیغمبر را ناراحت می کند و او شرم می کند شما را از خانه خود بیرون کند ولی خدا از شما شرم نمی کند و ثانیاً وقتی می خواهید چیزی از زنان پیغمبر بگیرید از پشت پرده بخواهید بدون اینکه داخل اتاق شوید. این کارها برای پاکیزگی دل شما و دل آنها بهتر است. شما نباید پیامبر را آزار دهید و نه زنان او را پس از درگذشت پیغمبر، به زنی بگیرید که این کارها در نزد خدا بزرگ است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علامه مرتضی مطهری در تفسیر این آیه می نویسد:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دستور «حجاب» که در این آیه آمده غیر از دستور «پوشش» است که مورد بحث ما (در مسئله حجاب و پوشش اسلامی) می باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دستوری که در این آیه ذکر شده است راجع به سنن خانوادگی و رفتاری است که انسان باید در خانه دیگران داشته باشد. طبق این دستور، مرد نباید وارد جایگاه زنان شود، بلکه اگر چیزی می خواهد و مورد احتیاج اوست باید از پشت دیوار صدا بزند. این مساله ربطی به بحث «پوشش» که در اصطلاح فقه نیز تحت عنوان «ستر» نه «حجاب» نامیده می شود، ندارد.(۲)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ممکن است عده ای از این آیه این برداشت را داشته باشند که زنان می بایست در پس پرده باشند و از خانه بیرون نروند. در حالی که منظور از پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد، آیات مربوطه همین معنی را ذکر می کند و فتوای فقهاء هم موید همین مطلب است و در آیات مربوطه لغت حجاب به کار نرفته است. آیاتی که در این باره هست چه در سوره مبارکه نور و چه در سوره مبارکه احزاب، حدود پوشش و تماس های زن و مرد را ذکر کرده است بدون آن که کلمه حجاب بکار برده باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حجاب گناه زن اسلام دین شتابان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیه ای که در آن، کلمه حجاب به کار رفته است مربوط به زنان پیامبر اسلام است. در قرآن کریم درباره زنان پیامبر دستورهای خاصی وارد شده است. اولین آیه خطاب به زنان پیغمبر با این جمله آغاز می شود: یا نساء النبی لستن کاحد من النساء؛ یعنی شما با سایر زنان فرق دارید. اسلام عنایت خاصی داشته است که زنان پیغمبر چه در زمان حیات آن حضرت و چه بعد از وفات ایشان در خانه های خود بمانند و در این جهت بیشتر منظورهای اجتماعی و سیاسی در کار بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اسلام می خواسته زنان پیامبر که احترام زیادی در میان مسلمانان داشتند از احترام خود سوء استفاده نکنند و احیاناً ابزار عناصر خودخواه و ماجراجو در مسائل سیاسی و اجتماعی واقعی نشوند. یکی از امهات المؤمنین، عایشه بود که از این دستور تخلف کرد و ماجرای سیاسی ناگواری برای جهان اسلام بوجود آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نظر من سرّ اینکه زنان پیامبر حتی بعد از پیامبر نباید با شخص دیگری ازدواج کنند همین است. یعنی شوهر بعدی از شهرت و احترام زنش سوء استفاده نکند و ماجراها نیافریند.(آیه ۵۴ سوره احزاب) می فرماید: و اذا سئلتمون متاعاً فاسئلوهن من وراء حجاب؛ این آیه مربوط به زنان پیامبر اسلام است. یعنی اگر از آنها(زنان پیامبر) متاع و کالای مورد نیاز مطالبه می کنید از پشت پرده از آنها بخواهید.(۳) هیچگاه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله از مشارکت مفید و سازنده زنان در فعالیت های اجتماعی ممانعت به عمل نمی آورد. حضور فعال فاطمه زهرا سلام الله علیها در عرصه های مختلف مبارزات سیاسی و فعالیت های اجتماعی نمونه بارزی از رویکرد وحیانی بر مشارکت اجتماعی زنان به شمار می آید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که زینت‌های زن دو نوع است: آشکار و پنهان. براساس این آیه پوشاندن نوع اول واجب نیست. پوشاندن زینت های نوع دوم واجب است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنابراین همانطور که گفته شد آیه حجاب اولاً در مورد زنان پیامبر صلی الله علیه وآله است و نباید آن را دلیلی برای پرده نشین کردن زنان دانست و ثانیاً این آیه مغایرتی با مشارکت و فعالیت های اجتماعی زن ندارد. ثالثاً این آیه در پی مقابله با عرف و عادت غلطی بوده است که در عصر پیامبر(صلی الله علیه و آله) رایج بوده است.(یعنی بدون اجازه وارد خانه پیامبر شدن)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زینت در قرآن و سنت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همان طور که در آیه خمار (آیه ۳۱ سوره نور) آمده زنان مؤمنه از آشکار کردن زیور و زینت های پنهان خود در برابر نامحرم منع شده اند (ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها) سئوال این است که مفهوم واقعی زینت از نظر قرآن و روایات چیست؟ در این اجمال نگاهی کوتاه بر این مهم موجب پاسخگویی به سؤالات و ابهامات عدیده ای در این زمینه خواهد شد. از آیه مذکور چنین بدست می آید که زینت‌های زن دو نوع است: آشکار و پنهان. براساس این آیه پوشاندن نوع اول واجب نیست. پوشاندن زینت های نوع دوم واجب است. اینکه زینت پیدا و زینت پنهان کدامند باید مورد بحث قرار گیرد. آنچه از روایات متعدد اسلامی در این باره بر می آید این است که زینت های آشکار مربوط به زینت هایی است که به چهره و کفین (دو دست تا مچ) مربوط شده و پوشاندن آنها موجب دشواری و حرج است. اگر چه مقلدان در این باره به دلیل اختلاف نظر فقهاء می بایست به فتوای مرجع تقلید خود مراجعه نمایند، اما ذکر این روایات گویای این واقعیت است که پوشاندن زینت های آشکار (چهره و کفین) واجب نیست، مگر موجب فساد شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به روایاتی در این خصوص توجه کنید (برای رعایت اختصار از آوردن متن عربی روایات خودداری می شود).&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از امام صادق علیه السلام سئوال شد، مقصود از زینت آشکار که پوشاندنش برای زن واجب نیست چیست؟ فرمود: زینت آشکار عبارت است از سرمه و انگشتر.(۴)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و نیز از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمودند: زینت ظاهر عبارت است از جامه، سرمه، انگشتر، خضاب و دست ها، النگو. سپس فرمود زینت سه نوع است: یکی برای همه مردم است و آن همین است که گفتیم. دوم برای محارم است و آن جای گردن بند به بالاتر و جای بازوبند به پایین و خلخال به پایین است. سوم زینتی است که اختصاص به شوهر دارد و آن تمام بدن است.(۵)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علامه مرتضی مطهری در کتاب گران سنگ خود مسئله حجاب از روایات فوق چنین نتیجه می گیرد که: این روایات می فهماند که برای زن پوشانیدن چهره و دست ها تا مچ واجب نیست حتی آشکار بودن آرایش های عادی و معمولی که در این قسمت ها وجود دارد نظیر سرمه و خضاب که معمولا زن از آنها خالی نیست و پاک کردن آن ها یک عمل فوق العاده (دشوار) به شمار می رود، نیز مانعی ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همچنین علامه طباطبایی تصریح می کند: مقصود از زینتین (در آیه لایبدین زینتهن) مواضع زینت است. زیرا آشکار نمودن خود زینت به تنهایی مثل دستبند و النگو حرام نیست پس منظور از نمایان ساختن زینت، ظاهر کردن مواضع و جایگاه زینت است.(۶)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۳٫ آیه جلباب&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در آیه ۵۹ سوره احزاب چنین آمده است: خداوند پیامبر را اول به همسر و دخترانش و سپس به سایر زنان مأمور ابلاغ و اصلاح در حجاب امر می کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ای پیامبر به همسرانت و دخترانت و زنان مسلمان بگو که روسری های خود را بر خود بپوشند (نزدیک کنند)، که به این وسیله محتمل تر است که شناخته شوند و رنجانده نشوند و خداوند آمرزگار مهربان است. مفسران و ارباب لغت چند معنی برای جلباب ذکر کرده اند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۱٫ ملحفه (چادر) و پارچه بزرگی که از روسری بلندتر است و سر و گردن و سینه ها را می پوشاند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۲٫ مقنعه و خمار (روسری).&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۳٫ پیراهن گشاد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;img src=&quot;/media/blogs/ashorayi/slide2.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قدر مشترک همه آنها این است که بدن را به وسیله آن بپوشانند. به نظر می رسد از روسری بزرگتر و از چادر کوچکتر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کلمه جلابیت جمع جلباب است و آن جامه ای است سرتاسری که تمامی بدن را می پوشاند و یا روسری مخصوصی است که صورت و سر را ساتر می شود و منظور از جمله پیش بکشند مقداری از جلباب خود را، این است که آن را طوری بپوشند که زیر گلو و سینه هایشان در انظار ناظرین پیدا نباشد. ذلک ادنی ان … یعنی پوشاندن همه بدن به شناخته شدن به اینکه اهل عفت و حجاب و صلاح و سدادند نزدیک تر است. در نتیجه وقتی به این عنوان شناخته شدند دیگر اذیت نمی شوند، یعنی اهل فسق و فجور متعرض آنان نمی گردند… در آن زمان حجاب وجه تمایز زنان مسلمان از کنیزان و یهود و نصاری بود چون کنیزان در آن دوره حجاب نداشتند بعد از نزول آیه فوق زنان انصار طوری از خانه ها بیرون شدند که سر تا پایشان پوشیده بود.(۷)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منظور از فعل یدنین (نزدیک کنند) در آیه حجاب این است که زنان «جلباب» و چادر را در حدی به خود نزدیک سازند که آنان را محفو۰داشته و مانع آشکار شدن زینت ها و لباس های زیر آنان شود. به عبارتی نباید زیبایی ها و برجستگی های بدن زن نگاه و نظر نامحرم را جلب نموده و از رضایت تلویحی زن از معاشرت با مردان بیگانه حکایت کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شان نزول آیه جلباب&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در تفسیر علی بن ابراهیم در مورد شأن نزول این آیه چنین می خوانیم؛ آن ایام زنان مسلمان به مسجد می رفتن و پشت سر پیامبر(صلی الله علیه و آله) نماز می گزاردند. هنگام شب موقعی که برای نماز مغرب و عشا می رفتند بعضی از جوانان هرزه و اوباش بر سرراه آنها می نشستند و با مزاح و سخنان ناروا آنها را آزار می دادند و مزاحم آنان می شدند، آیه فوق نازل شد و به آنها دستور داد حجاب خود را کامل رعایت کنند تا به خوبی شناخته شوند و کسی بهانه مزاحمت پیدا نکند. (مطهری در کتاب مساله حجاب ص ۱۶۱ می نویسد: آنچه از این آیه (آیه جلباب) استفاده می شود این است که طوری لباس بپوش که بیماردلان به تو طمع نکنند).&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنابراین آنچه بطور خلاصه از آیه جلباب (و نیز آیه ۳۲ سوره احزاب) (۸) بدست می آید این است که زنان مسلمان باید سر تا پایشان با چادر یا عبایی بلند پوشیده شده و پوشش و رفتار و گفتارشان به گونه ای با وقار و متانت توأم گردد که از جلب توجه منافقان و بیماردلان پیشگیری نماید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لازم بذکر است که در آیه ۳۲ احزاب گرچه زنان پیامبر مورد خطاب قرار گرفته اند اما بدون شک این حکم عام است و شامل همه زنان مسلمان می شود و تاکید آیات بر زنان پیامبر بیشتر به عنوان نقش الگویی زنان پیامبر است. چرا که آنان می بایست به عنوان سرمشق زنان مسلمان قرار گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پاورقی ها:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۱- سوره نور – آیه ۳۱٫&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۲- مساله حجاب – علامه مرتضی مطهری – ص ۱۷۱ .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۳- برگرفته از علامه مرتضی مطهری – مسئله حجاب – صص ۷۹-۸۰ .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۴- کافی – ج ۵- ص ۵۲۱&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۵- تفسیر صافی ذیل آیه ۳۱ سوره نور – نقل از تفسیر علی بن ابراهیم قمی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۶- تفسیر المیزان – ج ۱۵ – ص ۱۱۱ .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۷- المیزان – – ج ۱۶ – ص ۵۱۷ .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۸- ترجمه بخشی از آیه ۳۲ سوره احزاب … به گونه ای هوس انگیز، با خضوع و نرمش سخن نگوید که بیماردلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگویید.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://ashorayi.kowsarblog.ir/نحوه-زینت-در-خارج-از&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://ashorayi.kowsarblog.ir/نحوه-زینت-در-خارج-از</link>
							</item>
				<item>
			<title>حیــا در فضـای مجازیـــ</title>
						<description>&lt;p&gt;حدود شرعی ارتباط با نامحرم در فضای مجازی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رعایت و دانستن حدود شرعی در فضای مجازی امروزه یکی از مهمترین موضوع هاست&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چرا که هر فرد با هر جنسیتی باید حریم مورد نظر را حفظ کند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یا اینکه هر آقا یا خانم که در این محیط فعالیت میکند باید مسائلی را هم بداند و هم رعایت کند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و یا حد و مرز واقعی آن کجاست&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوست دارم نظرات دوستان یا تجربیات و همچنین سایر مواردی که باعث پربار شدن این بحث یا موضوع میگردد اینجا نوشته شود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا هر خواننده ای توشه ای از این مطالب بردارد و به کار گیرد انشاءلله&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امید است با هر قدمی و قلمی که بر میداریم با عنایت آقا(عج) باشد ورضایت او&amp;#8230;. &lt;br /&gt; پس دوستان منتظریم&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://ashorayi.kowsarblog.ir/حیــا-در-فضـای-مجازیـــ&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://ashorayi.kowsarblog.ir/حیــا-در-فضـای-مجازیـــ</link>
							</item>
				<item>
			<title>تفاوت خمس و زکات با مالیات</title>
						<description>&lt;p&gt;بعضی می پرسند ما که مالیات به دولت اسلامی می دهیم، پرداخت خمس و زکات، دیگر برای چیست؟&lt;br /&gt;در پاسخ به این شبهه لازم است تنها به برخی تفاوتها فهرست وار اشاره کنیم:&lt;br /&gt; 1. برآورد خمس و زکات و تخمین حساب و کتاب آن، بر اساس اعتمادی است که به خود پرداخت کننده می شود و هیچ نیازی به بازرسی و نظارت دیگری نیست.&lt;br /&gt;در حالی که مالیات مبلغی است که دولت تعیین و محاسبه و دریافت می کند.&lt;br /&gt; 2. گیرندگان زکات، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و جانشینان آن بزرگوار و کسانی هستند که از طرف حضرت اجازه داشته باشند در حالی که در مالیات این گونه نیست.&lt;br /&gt; 3. خمس و زکات باید بر اساس عقیده و ایمان و با قصد قربت و رضای خداوند متعال پرداخت شود؛ تا آنجا که اگر مسائل عاطفی، اجتماعی، سیاسی، قبیله ای یا کسب شهرت و عزت در نظر باشد، گویا حق خداوند پرداخت نشده است.&lt;br /&gt;ولی در پرداخت مالیات این ایمان و قصد قربت و اخلاص لازم نیست.&lt;br /&gt; 4 . خمس و زکات از افرادی گرفته می شود که توان مالی دارند ولی در مالیات این گونه نیست و گاهی بر پارچه و کاغذ و ماشین و سیگار مالیات بسته می شود؛ خواه مصرف کنندگان فقیر باشند یا غنی.&lt;br /&gt; 5. خمس و زکات را مردم با اراده و اختیار به کسانی می دهند که محبوب آنها هستند ولی در مالیات نه دهنده اختیاری دارد و نه گیرنده آن محبوبیت و قداستی.&lt;br /&gt;6 مالیات نوعا برای هزینه های شخصی زندگی خود ما است، ولی خمس و زکات برای کمک به دیگران است.&lt;br /&gt;توضیح این که همان گونه که انسان داخل خانه را موزائیک می کند، مبلغی به عنوان مالیات می پردازد که بیرون خانه او آسفالت شود و همان گونه که درهای داخل منزل را قفل می زند، مبلغی مالیات می دهد که پلیس بیرون خانه را محافظت کند؛ برای داخل خانه کپسول آتش نشانی می خرد، مبلغی هم می دهد تا دولت ماشین آتش نشانی به صورت آماده باش در بیرون منزل او تهیه کند. هزینه ای برای باغچه منزل می دهد و هزینه ای به دولت برای احداث پارک و بوستان می دهد.&lt;br /&gt;بنابر این انسان دو نوع هزینه دارد: هزینه هایی که مستقیما برای داخل خانه تهیه می کند و هزینه هایی که از طریق دولت برای رفاه و خدمات بیرون منزل به واسطه مالیات دریافت می کند.&lt;br /&gt;پس مالیات بخشی از هزینه های شخصی انسان است؛ از این رو کسانی که خمس می دهند باید مخارج زندگی خود را از درآمد کم کنند و مالیاتی را که می دهند جزء مخارج زندگی آنها محسوب می شود. مثلاً اگر کسی در سال دو میلیون درآمد دارد و یک میلیون تومان خرج زندگی اوست و صد هزار تومان مالیات پرداخت می کند، این شخص به هنگام حساب سال باید صد هزار تومان را مثل یک میلیون تومان، جزء هزینه زندگی خود قرار دهد و نهصد هزار تومان را پس انداز و سود خود حساب کند و خمس همان نهصد هزار تومان را بپردازد.&lt;br /&gt;بنابر این زکات و خمس برای خدمت به دیگران است، ولی مالیات برای دریافت خدمات دولتی برای خود ماست.&lt;br /&gt;7. در زمان امامان معصوم، حکومتها از مردم مالیاتهایی به نام خراج و عُشریه می گرفتند ولی باز هم مردم خمس و زکات خود را به امامان عزیز خود می دادند و آن بزرگواران می گرفتند و نمی فرمودند شما که خراج می دهید لازم نیست خمس و زکات بدهید.&lt;br /&gt;8. حاکم اسلامی و فقیه جامع الشرایط می تواند در شرایطی میزان مالیات پرداختی مردم را کم و زیاد کند و اکنون ولایت فقیه علاوه بر خمس و زکات دستور پرداخت مالیات را نیز داده است.&lt;br /&gt;9. در تمام کشورهای دنیا علاوه بر مالیات، صندوقهای خیریّه و مؤسسات عامّ المنفعه ای وجود دارد و تمام خدمات را بر دوش دولت نمی گذارند.&lt;br /&gt;کلمات کليدي: خمس و زکات&lt;br /&gt;مالیات&lt;br /&gt;زکات&lt;br /&gt;خمس&lt;br /&gt;زکات با مالیات&lt;br /&gt;دولت&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://ashorayi.kowsarblog.ir/تفاوت-خمس-و-زکات-با&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://ashorayi.kowsarblog.ir/تفاوت-خمس-و-زکات-با</link>
							</item>
				<item>
			<title>دانستنی های قرانی</title>
						<description>&lt;p&gt;&lt;br /&gt; فصل سوم دانستنی های قرآن &lt;br /&gt; نمایش نسخه چاپی&lt;br /&gt;یک ـ نام هاى قرآن&lt;br /&gt;l: چرا نام کتاب آسمانى ما مسلمانان «قرآن» است؟ آیا&lt;br /&gt;قرآن معناى خاصى دارد؟&lt;br /&gt;n: همان&lt;br /&gt;گونه که مى دانید خداى بزرگ در بسیارى از آیات، کتاب آسمانى ما را «قرآن»&lt;br /&gt;نامیده است; چنان که مى فرماید: و قرآنى را جزء جزء بر تو فرستادیم که&lt;br /&gt;تو نیز بر امت به تدریج قرائت کنى و آن را به تدریج نازل کردیم.[1]&lt;br /&gt;براى آن که بدانید چرا نام کتاب آسمانى ما قرآن است به این کلمات که&lt;br /&gt;هم خانواده قرآن است و به معناى آنها توجه کنید. «قرائت»، «قارى»، «قاریان»&lt;br /&gt;(قُراء)&lt;br /&gt;ریشه همه این کلمات «قرء» مى باشد، که به معناى خواندن است. خداوند&lt;br /&gt;نیز دراولین آیه اى که بر پیامبر نازل کرد فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم «اقرء»&lt;br /&gt;یعنى بخوان.&lt;br /&gt;آرى چون کتاب الهى خواندنى است به آن «قرآن» گفته مى شود; چنانکه به&lt;br /&gt;چیزى که نوشتنى است «کتاب» گفته مى شود. خدا قرآن را معجزه اى خواندنى&lt;br /&gt;قرار داده است، تا ما بخوانیم و از آیاتش پند بگیریم. قرآن به راستى «خواندنى»&lt;br /&gt;است. قرآن روزنامه نیست که یک بار مرور شود و کنار گذاشته شود، کتاب داستان نیست&lt;br /&gt;که یک بار خوانده شود و خواندن مجدد آن تکرارى و ملال آور باشد، کتاب تاریخ و&lt;br /&gt;جغرافى هم نیست که براى امتحان پایان سال یک دور کامل آن را بخوانیم و پس از&lt;br /&gt;امتحان حوصله نداشته باشیم حتى آن را ورق بزنیم.&lt;br /&gt;قرآن، «کتاب خواندنى» است! باید به فرموده خدا: هر وقت که مى توانیم&lt;br /&gt;بخوانیم.[2]&lt;br /&gt;l: آیا قرآن، نام دیگرى هم دارد؟&lt;br /&gt;n:&lt;br /&gt;دانشمندان با توجه به آیات قرآن و روایات اسلامى، بیش از 90 اسم یا صفت براى قرآن&lt;br /&gt;بیان کرده اند. من در زیر چند آیه برایت مى نویسم، سپس با توجه به ترجمه&lt;br /&gt;آیه روشن مى شود که آیه به کدام اسم یا صفت قرآن اشاره شده است.&lt;br /&gt;(تبارک الذى نزل الفرقان على عبده لیکون للعالمین نظیراً)[3]; بزرگ ]و خجسته[ کسى است که بر بنده&lt;br /&gt;خود «فرقان» را نازل کرد، تا براى جهانیان هشدار دهنده اى باشد.&lt;br /&gt;با توجه به این آیه، نام دیگر قرآن «فرقان» است.&lt;br /&gt;کتاب (انزلناه الیک مبارک); ]این[ کتابى مبارک است که بر&lt;br /&gt;تو نازل کرده ایم.[4]&lt;br /&gt;با توجه به این آیه، نام دیگر قرآن، «مبارک» است; چنانکه در آیه دوم سوره&lt;br /&gt;حمد و نزدیک به صد مورد دیگر، از قرآن به کتاب تعبیر شده است.&lt;br /&gt;(و هذا ذکر مبارک انزلناه&amp;#8230;); و این (قرآن) ذکر مبارکى است که نازل کردیم&amp;#8230; (انبیاء، آیه 5)&lt;br /&gt;با توجه به این آیه نام دیگر قرآن، «ذکر» است.&lt;br /&gt;برخى دیگر از نام ها و صفت هاى قرآن عبارتند از: تنزیل، حدیث،&lt;br /&gt;موعظه، تذکره، ذکرى، بیان، هدى، شفا، حکم، حکمت، مهیمن، هادى، نور و&amp;#8230; . اگر&lt;br /&gt;مى خواهید بقیه نام ها و صفت هاى قرآن را بدانید مى توانید به&lt;br /&gt;کتاب علوم&lt;br /&gt;قرآنى، نوشته آیة الله معرفت، ص 108 و نیز درسنامه علوم&lt;br /&gt;قرآنى، نوشته حسین جوان آراسته مراجعه کنید.&lt;br /&gt;دو - فهم قرآن&lt;br /&gt;l: براى ترویج فرموده هاى قرآن و این که دوستانمان&lt;br /&gt;با قرآن انس بگیرند باید چه کار کنیم؟&lt;br /&gt;n: براى&lt;br /&gt;این که بتوانیم دوستانمان را با قرآن مأنوس کنیم راه هاى زیر مناسب است:&lt;br /&gt;1. بهترین راه ترویج آیات&lt;br /&gt;قرآن، این است که ابتدا خودمان با قرآن مأنوس باشیم و به جاى این که با زبان، مردم&lt;br /&gt;را به قرآن دعوت کنیم، با کردار و عمل هاى خودمان مردم را دعوت کنیم، زیرا:&lt;br /&gt;«دوصد گفته چون نیم کردار نیست.»&lt;br /&gt;2. شرکت دوستان در&lt;br /&gt;کلاس هاى قرآن به ویژه کلاس هایى که درباره معنا و تفسیر آیات است. این&lt;br /&gt;گونه کلاس ها در بیشتر شهرها برگزار مى شود و اگر در محله شما برگزار&lt;br /&gt;نمى شود مى توانید چند تن از دوستانتان را جمع کنید و به اتفاق نزد امام&lt;br /&gt;جماعت مسجد محله تان یا یکى دیگر از روحانیان بروید و از او بخواهید کلاس هاى&lt;br /&gt;آموزشى ترجمه و تفسیر قرآن براى شما تشکیل دهد.&lt;br /&gt;سه ـ انس با قرآن&lt;br /&gt;l: چگونه انسان مى تواند با قرآن مأنوس باشد؟ آیا&lt;br /&gt;انس با قرآن تنها با قرائت و عمل کردن به دستورهاى قرآن حاصل مى شود؟&lt;br /&gt;n: فرض&lt;br /&gt;مى کنیم تحصیلات راهنمایى شما تمام شده و وارد دبیرستان شده اید;&lt;br /&gt;دبیرستانى که با هیچ یک از هم کلاسى هایتان مأنوس نیستید. حال براى این که با یکى&lt;br /&gt;از آنها انس گرفته و دوست صمیمى شوید چه مى کنید؟ بله به طور خلاصه نزد&lt;br /&gt;او مى روید خیلى کوتاه خودتان را به او معرفى مى کنید، سپس تلاش&lt;br /&gt;مى کنید او را بشناسید. اگر احساس کردید دوستان خوبى مى توانید باشید،&lt;br /&gt;علاقه به او را در خودتان زنده نگه مى دارید. آن گاه سعى مى کنید در&lt;br /&gt;اولین فرصت مناسب با او گفت و گو کنید. آن چه را دوست ندارد انجام&lt;br /&gt;نمى دهید و کم کم با ادامه گفت و گو دوستى و الفت شما بیشتر و بیشتر&lt;br /&gt;مى شود. به نظر مى رسد براى انس با قرآن هم بتوان همین راه را رفت.&lt;br /&gt;گام هاى اصلى براى انس با قرآن عبارتند از:&lt;br /&gt;1ـ شناخت قرآن;&lt;br /&gt;2ـ علاقه به قرآن;&lt;br /&gt;3ـ سخن گفتن با قرآن;&lt;br /&gt;4ـ انجام دادن آن چه او&lt;br /&gt;دوست دارد وترک کردن آن چه قرآن دوست ندارد.&lt;br /&gt;پس باید قرآن خواندن را یاد بگیریم و سعى کنیم معناى آیات را بفهمیم، تا&lt;br /&gt;بتوانیم با قرآن سخن بگوییم و فایده کامل ببریم، البته فرق سخن گفتن با قرآن با&lt;br /&gt;سخن گفتن با دیگران این است که اگر قرآن بخوانیم، هرچند معناى آن را نفهمیم،&lt;br /&gt;خداوند به ما ثواب مى دهد، ولى اگر بخواهیم به فرموده هاى قرآن عمل کنیم&lt;br /&gt;باید بفهمیم قرآن چه مى فرماید، تا به آن عمل کنیم.&lt;br /&gt;چهار ـ تعداد آیات، کلمات و حروف قرآن&lt;br /&gt;l: قرآن چند آیه دارد؟&lt;br /&gt;n: بیشتر&lt;br /&gt;دانشمندان معتقدند قرآن داراى 6236 آیه است. حدیثى از على نیز این عدد را تأیید&lt;br /&gt;مى کند.[5] شاید&lt;br /&gt;این نکته برایتان جالب باشد.&lt;br /&gt;چگونه عدد آیات قرآن (6236) را حفظ کنیم؟ عدد دو را ضرب در سه کنید جواب 6&lt;br /&gt;است. حالا شش را یک بار بعد از عددهایى که درهم ضرب کرده اید بنویسید و یک&lt;br /&gt;بار هم قبل ازآنها یعنى:&lt;br /&gt;6 = 3 × 2 = 6&lt;br /&gt;حالا علامت هاى ضربدر و مساوى را از بین اعداد بردارید، مى شود&lt;br /&gt;6236 و این همان تعداد آیات قرآن است.&lt;br /&gt;l: چرا درباره تعداد آیات قرآن عددهاى متفاوتى را&lt;br /&gt;مى گویند؟ بعضى مى گویند قرآن 6236 آیه دارد و برخى دیگر، عددهاى&lt;br /&gt;دیگرى را مى گویند.&lt;br /&gt;n:&lt;br /&gt;اختلاف درباره تعداد آیات قرآن، به چند دلیل است که دو دلیل آن را برایتان&lt;br /&gt;مى نویسم:&lt;br /&gt;الف: وقتى پیامبر قرآن مى خواند، هرگاه آیه اى تمام مى شد،&lt;br /&gt;پیامبر وقف مى کرد[6] و&lt;br /&gt;یاران او مى فهمیدند که آیه تمام شده است. در مواردى نیز ممکن بود پیامبر در&lt;br /&gt;قرائت هاى بعدى، دو آیه را پشت سر هم و بدون توقف بخوانند و یا در بین&lt;br /&gt;آیه اى، به ویژه در آیات طولانى توقف کنند، در این گونه موارد، در جایى که&lt;br /&gt;پیامبر بین یک آیه توقف مى کردند، عده اى آن یک آیه را دو آیه به حساب&lt;br /&gt;مى آوردند و اگر در جایى دو آیه را پشت سر هم مى خواند، عده اى دو&lt;br /&gt;آیه را یک آیه به حساب مى آوردند، به این دلیل در تعداد آیات قرآن اختلاف&lt;br /&gt;پیدا شد، هرچند همه مسلمانان در اصل قرآن و سوره ها اختلافى ندارند.&lt;br /&gt;2. اختلاف سلیقه قاریان و&lt;br /&gt;نویسندگان قرآن; در برخى از موارد نیز نویسندگان قرآن، در جایى که مکان آیه نیست،&lt;br /&gt;شماره آیه مى گذاشتند و در جایى که مکان آیه است، شماره آیه&lt;br /&gt;نمى گذاشتند;به عنوان نمونه شماره گذارى آیات در قرآن با رسم الخط مصباح زاده&lt;br /&gt;در سوره نمل چنین است.&lt;br /&gt;بسم الله الرحمن الرحیم طـس ـ تلک آیات القرآن و کتاب مبین (2)&lt;br /&gt;در حالى که در قرآن رسم الخط عثمان طه چنین است:&lt;br /&gt;طـس تلک آیات القرآن و کتاب مبین (1)&lt;br /&gt;چنان که مى بینید متن قرآن، تفاوتى ندارد، ولى در شماره آیات&lt;br /&gt;اختلاف است.&lt;br /&gt;l: در قرآن کریم چند «بسم الله الرحمن الرحیم» وجود&lt;br /&gt;دارد؟&lt;br /&gt;n:&lt;br /&gt;مى دانید که همه سوره هاى قرآن، به جز سوره توبه، با بسم الله الرحمن&lt;br /&gt;الرحیم شروع مى شود; از طرفى سوره نمل دو بسم الله الرحمن الرحیم دارد.&lt;br /&gt;حالا خودتان حساب کنید که در قرآن چند «بسمله» وجود دارد. آیا مى دانید&lt;br /&gt;«بسمله» چیست؟ آرى به آیه «بسم الله الرحمن الرحیم»، «بسمله» گفته مى شود، پس&lt;br /&gt;قرآن 114 بسمله دارد.&lt;br /&gt;l: قرآن چند «بسم الله» دارد؟&lt;br /&gt;n: در&lt;br /&gt;جواب قبلى دیدیم که قرآن 114 «بسمله» یعنى بسم الله الرحمن الرحیم دارد. علاوه بر&lt;br /&gt;این موارد در آیه 41 سوره نوح که گفتار حضرت نوح نقل شده مى خوانیم: (و قال ارکبوا فیها بسم الله مجریها و مرسها); و ]نوح[ گفت به نام خدا بر آن (کشتى) سوار شوید و هنگام حرکت و توقف کشتى&lt;br /&gt;او را یاد کنید. پس قرآن 115 بسم الله دارد.&lt;br /&gt;فراموش نکنیم که در این آیه، «بسم الله» آمده، نه «بسم الله الرحمن&lt;br /&gt;الرحیم» و این تنها موردى است که در قرآن «بسم الله» بدون «الرحمن الرحیم» آمده&lt;br /&gt;است.&lt;br /&gt;l: تعداد کلمات و حرف هاى قرآن را بیان کنید.&lt;br /&gt;n: گرچه&lt;br /&gt;ندانستن تعداد کلمات و حروف قرآن، مانع فهمیدن و عمل کردن به قرآن نیست، ولى&lt;br /&gt;دانشمندان مسلمان به خاطر علاقه زیادى که به قرآن داشته اند، تعداد&lt;br /&gt;کلمه ها و حرف هاى آن را شمرده اند. یکى از عددهاى اعلام شده چنین&lt;br /&gt;است.&lt;br /&gt;تعداد کلمات: 77807 کلمه&lt;br /&gt;تعداد حروف: 320671 حرف&lt;br /&gt;l: چرا در تعداد&lt;br /&gt;کلمات و حروف قرآن اختلاف است؟ مگر نمى توانند دقیق بشمارند؟&lt;br /&gt;n: از&lt;br /&gt;تعداد زیادى دوستانتان بپرسید جمله زیر از چند کلمه تشکیل شده است:&lt;br /&gt;«من در کتاب خانه مدرسه عضو&lt;br /&gt;هستم»؟ ممکن است برخى از دوستانتان آن را 6 کلمه بدانند، برخى دیگر پنج کلمه&lt;br /&gt;بدانند(عضو هستم را یک کلمه حساب کنند) و برخى هم 7 کلمه حساب کنند (چون کتاب خانه&lt;br /&gt;را دو کلمه حساب کنند).&lt;br /&gt;یعنى در عین این که جمله شما کوتاه است. در شمارش تعداد کلمه هاى آن&lt;br /&gt;اختلاف است.&lt;br /&gt;این مطلب درباره قرآن نیز هست; یعنى هرچند در قرآن اختلافى نیست، در شمارش&lt;br /&gt;تعداد کلمه هاى قرآن اختلاف وجود دارد; مثلاً عده اى «مااصبرهم» را یک&lt;br /&gt;کلمه حساب مى کنند و عده اى دو کلمه. به این خاطر شمار کلمات را&lt;br /&gt;متفاوت نقل مى کنند. درباره تعداد حرف ها نیز همین طور است; مثلاً&lt;br /&gt;کلمه سلیمان 6 حرف دارد ولى اگر سلیمن بنویسیم، 5 حرف دارد، کلمه محمّد را&lt;br /&gt;عده اى داراى 5 حرف مى دانند (م را دوبار حساب مى کنند) و برخى&lt;br /&gt;محمد را داراى 4 حرف مى دانند، چون حرف تشدید دار را یک حرف حساب&lt;br /&gt;مى کنند.&lt;br /&gt;پنج ـ ویژگى سوره هاى قرآن&lt;br /&gt;l: به چه سوره هایى «عزائم» مى گویند و چرا به این&lt;br /&gt;نام نامیده شده اند؟&lt;br /&gt;n:&lt;br /&gt;«عزائم» جمع «عزیمت» و به معناى واجب است. و چون براى خواندن آیه سجده این&lt;br /&gt;سوره ها، سجده واجب مى شود به آنها سوره هاى عزائم گفته&lt;br /&gt;مى شود. این سوره ها عبارت اند از: 1. سوره سجده (الم تنزیل) آیه&lt;br /&gt;15. 2. سوره نجم (آیه 62) 3. سوره علق (اقرأ) آیه 19. 4. سوره فصلت (حم&lt;br /&gt;تنزیل) آیه 37.&lt;br /&gt;براى آن که بتوانید سوره هاى عزائم را یاد بگیرید این متن را حفظ&lt;br /&gt;کنند: با ستاره فصّلت را بخوان و سجده کن.&lt;br /&gt;ستاره ترجمه نجم و بخوان ترجمه اقرأ است که نام دو سوره قرآن هستند. فصلت&lt;br /&gt;و سجده هم نام دو سوره دیگرند. در بخش احکام در جلدهاى بعدى درباره سجده واجب قرآن&lt;br /&gt;برایت توضیح خواهم داد.&lt;br /&gt;l: نام ریحانه قرآن چیست؟&lt;br /&gt;n:&lt;br /&gt;ریحانِ زندگى پدران، فرزندان خوب هستند; چنان که به حضرت فاطمه «ریحانه» رسول&lt;br /&gt;الله گفته مى شود و پاسخ «ریحانه قرآن» را از زبان امام صادق مى خوانیم:&lt;br /&gt;آن حضرت فرمود: به فرزندان خود&lt;br /&gt;سوره «یس» را بیاموزید که آن «ریحانه قرآن» است.&lt;br /&gt;آیا مى خواهید پاسخ «ریاحین القرآن» (ریحان هاى قرآن) را هم&lt;br /&gt;برایتان بنویسم؟ امام صادق فرمود سوره هاى «حوامیم» که با حم شروع&lt;br /&gt;مى شوند «ریحان هاى قرآن» هستند.&lt;br /&gt;از این دو حدیث نتیجه مى گیریم که چند سوره قرآن ریحان هاى قرآن&lt;br /&gt;هستند; همانگونه که در یک خانواده خوب ممکن است چند فرزند خوب باشند، که همگى&lt;br /&gt;ریحان هاى خانه اند.&lt;br /&gt;l: کدام یک از سوره ها به نام حیوانات است؟&lt;br /&gt;n: اگر&lt;br /&gt;به فهرست سوره هاى قرآن مراجعه کنید، پاسخ پرسشتان را خواهید یافت. قطعاً با&lt;br /&gt;نام حیواناتى که سوره هاى شماره 29 و 105 به آنها نام گذارى شده آشنا&lt;br /&gt;هستید. جز این دو سوره و سوره «انعام» که به معناى چهارپایان است. شماره سایر&lt;br /&gt;سوره هایى را که به نام حیوانات است به همراه معناى آن مى نویسم، شما با&lt;br /&gt;مراجعه به فهرست قرآن اسم عربى سوره را در جاى خالى بنویسید.&lt;br /&gt;شماره سورهنام سورهمعناى فارسى نام سوره&lt;br /&gt;2&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;..گاو ماده&lt;br /&gt;27&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;..مورچه&lt;br /&gt;16&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;..زنبور عسل&lt;br /&gt;100العادیاتاسبان دونده&lt;br /&gt;29&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;.&lt;br /&gt;105&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;.&lt;br /&gt;l: «سید قرآن» کدام سوره است؟&lt;br /&gt;n:&lt;br /&gt;«سیّد» به معناى «سرور» و «آقا» است. پیامبر فرمود: جبرئیل بر من فرود آمد و گفت:&lt;br /&gt;اى محمد! هر چیزى سرور و سیدى دارد; پس سید بشریت، حضرت آدم و سرور فرزندان آدم تو&lt;br /&gt;هستى&amp;#8230; .&lt;br /&gt;مهتر و سرور روزها، روز جمعه و سید زبان ها، زبان عربى، سرور عربیّت&lt;br /&gt;قرآن و سید و سرور قرآن، «سوره بقره» است. حالا من از شما سه سؤال مى پرسم.&lt;br /&gt;1. آیا مى دانید آیة&lt;br /&gt;الکرسى در کدام سوره قرار دارد؟&lt;br /&gt;2. آیا مى دانید آیه&lt;br /&gt;مشهورى که در قنوت مى خوانیم، یعنى آیه: (ربنا آتنا فى الدنیا حسنه و فى الاخرة حسنه وقنا عذاب النار)در کدام سوره قرار دارد؟&lt;br /&gt;3. آیا مى دانید&lt;br /&gt;آیه اى که در ادامه بعضى از نمازها مى خوانند یعنى آیه: (آمن الرسول بما انزل&amp;#8230;) در کدام سوره قرار دارد؟&lt;br /&gt;اگر مى خواهید پاسخ این پرسش ها را بدانید، این آیات را از سوره&lt;br /&gt;بقره پیدا کنید.&lt;br /&gt;براى پرسش اول، آیه 255 تا 257 سوره; براى پرسش دوم آیه 201 و براى پرسش&lt;br /&gt;سوم دو آیه آخرى این سوره.&lt;br /&gt;l: سوره اى که در تمام آیه هایش کلمه «الله» آمده&lt;br /&gt;کدام است؟&lt;br /&gt;n: سوره&lt;br /&gt;مورد نظر شما پنجاه و هشتمین سوره قرآن، آیه 22 است و حالا خودتان به قرآن مراجعه&lt;br /&gt;کرده و سوره مورد نظر را پیدا کنید.&lt;br /&gt;راهنمایى: سوره مجادله در قرآن هاى خط عثمان طه از صفحه 542 آغاز&lt;br /&gt;مى شود.&lt;br /&gt;l: یکى از سوره هاى قرآن به نام حشره اى است&lt;br /&gt;که بهترین غذا از آن به دست مى آید، نام این سوره چیست؟&lt;br /&gt;n: با&lt;br /&gt;امید این که آینده شما مانند عسل شیرین باشد و براى این که از معارف قرآن&lt;br /&gt;بیشتر استفاده بکنید به جاى این که پاسخ تان را به صراحت بنویسم، ترجمه&lt;br /&gt;دو آیه از سوره نحل را برایتان مى نویسم، تا با توجه به این آیات به پاسخ دست&lt;br /&gt;یابید، فراموش نکنید که معناى نحل، زنبور عسل است:&lt;br /&gt;و پروردگار تو به زنبور عسل وحى (الهام غریزى) نمود&lt;br /&gt;که از کوه ها و درختان و داربست هایى که ]مردم[ مى سازند، لانه هایى انتخاب کن * سپس از&lt;br /&gt;تمام ثمرات ]و شیره گل ها[&lt;br /&gt;بخور و راه هایى که خداوند براى تو تعیین کرده است بپیما. از درون شکم آنها،&lt;br /&gt;نوشیدنى با رنگ هاى مختلف خارج مى شود که در آن (عسل) شفا براى مردم&lt;br /&gt;است، به یقین در این امر نشانه روشنى براى اندیشوران است.[7]&lt;br /&gt;حال خودت دقت کن ببین آیا سؤال تو از سوره نحل نبود؟&lt;br /&gt;l: چه سوره اى درباره اصحاب یمین و شمال توضیح داده&lt;br /&gt;است؟&lt;br /&gt;n: یکى&lt;br /&gt;از سوره هایى که در آن از اصحاب یمین (بهشتى ها) و اصحاب شمال&lt;br /&gt;(جهنمى ها) سخن گفته، سوره 56 قرآن است. پیامبر درباره این سوره فرمود: هرکس&lt;br /&gt;این سوره را هر شب بخواند، هرگز محتاج نشود.&lt;br /&gt;از شما مى خواهم سوره واقعه را بخوانید، تا به ثواب قرائت قرآن نایل&lt;br /&gt;شوید; همچنین ببینید در کدام آیات این سوره از اصحاب یمین و اصحاب شمال سخن به&lt;br /&gt;میان آمده است.&lt;br /&gt;یکى دیگر از سوره هایى که در آن از آن چه پرسیده اید سخن&lt;br /&gt;به میان آمده، سوره بلد است، که به فرموده امام صادق هرکس این سوره را بخواند در&lt;br /&gt;قیامت از رفیقان پیامبران و شهیدان و صالحان خواهد بود. آیه 18 و 19 این سوره از&lt;br /&gt;اصحاب میمنه که کنایه از بهشتیان است و اصحاب مشئمه که کنایه از جهنمى ها است&lt;br /&gt;سخن گفته است.&lt;br /&gt;l: سوره اى را نام ببرید که نام میوه اى است و&lt;br /&gt;خداوند به آن قسم خورده است.&lt;br /&gt;n: پاسخ&lt;br /&gt;شما سوره 95 قرآن است و معناى آن انجیر مى باشد، حال خودتان سوره مورد نظر را&lt;br /&gt;پیدا کنید.&lt;br /&gt;l: نام چند سوره قرآن یک حرفى است؟&lt;br /&gt;n:&lt;br /&gt;دوستان عزیز! براى یافتن چنین سوره هایى به فهرست سوره هاى قرآن مراجعه&lt;br /&gt;کنید. سوره هاى شماره 38 و 50 یک حرفى مى باشند.&lt;br /&gt;اگر دوست دارید با نام سوره ها وشماره سوره ها آشنا شوید به این&lt;br /&gt;سؤال من پاسخ بدهید.&lt;br /&gt;نام یک سوره یک حرفى، دو سوره دو حرفى، سه سوره سه حرفى، چهار سوره&lt;br /&gt;چهارحرفى و پنج سوره پنج حرفى و شش سوره شش حرفى را در جدولى بنویسید. براى&lt;br /&gt;راهنمایى بیشتر حرف اول هر سوره نوشته شده است.&lt;br /&gt;نام سوره هاشماره سوره ها&lt;br /&gt;یک&lt;br /&gt;سوره یک حرفىق&lt;br /&gt;دوسوره&lt;br /&gt;دو حرفىیـ&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;. ـ طـ&amp;#8230;&amp;#8230;..&lt;br /&gt;سه&lt;br /&gt;سوره سه حرفىنـ&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;.. ـ کـ&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230; ـ بـ&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&lt;br /&gt;چهارسوره&lt;br /&gt;چهارحرفىد&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;. ـ ز&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;.. ـ فـ&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230; ـ بـ&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;.&lt;br /&gt;پنج&lt;br /&gt;سوره پنج حرفىا&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;.. ـ حـ&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;.. تـ&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;.. تـ&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;.. غـ&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;..&lt;br /&gt;شش&lt;br /&gt;سوره شش حرفىانـ&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230; ـ کما&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;.. ـ مجـ&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;..&lt;br /&gt;انـ&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;.. ممـ&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;.. ـ انشـ&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;..&lt;br /&gt;l: کدام سوره به زبان بندگان نازل شده است؟&lt;br /&gt;n: همان&lt;br /&gt;سوره اى که در هر نماز حداقل دو بار خوانده مى شود; همان سوره اى&lt;br /&gt;که در ابتداى قرآن آمده است. سوره اى که به «ام الکتاب» هم نامیده شده است و&lt;br /&gt;ترجمه اش، به صورت شعر، چنین است:&lt;br /&gt;بنام خداوند&lt;br /&gt;بخشنده مهربان&lt;br /&gt;سپاس خداوند هر دو جهان *** خداوند بخشنده مهربان&lt;br /&gt;شه و صاحب روز پاداش اوست *** سزاوار شاهى به دشمن و دوست&lt;br /&gt;که تنها تو را مى پرستیم ما *** به امید یاریت هستیم ما&lt;br /&gt;تو ما را به راهى هدایت نما *** رهى راست (همچون ره انبیا)&lt;br /&gt;ره آن کسانى که کردى عطا *** نه آنان که رفتند راه خطا&lt;br /&gt;نه قومى که خشمت بر آنها گرفت *** نه قومى که در گمرهى جا گرفت&lt;br /&gt;l: کدام سوره قرآن به غیر از بسم الله الرحمن الرحیم هیچ&lt;br /&gt;حرف میم ندارد؟&lt;br /&gt;n: اگر&lt;br /&gt;سوره کوثر را یک بار دیگر بخوانید خواهید دید جز «بسم الله الرحمن الرحیم» میم&lt;br /&gt;دیگرى در آن وجود دارد؟&lt;br /&gt;اگر سوره را خواندید پاسخ پرسش، سوره شماره 108 است. تفسیر سوره کوثر را&lt;br /&gt;علاوه بر کتاب تطهیر با جارى قرآن، نوشته على صفایى&lt;br /&gt;حائرى، مى توانید در جلد 20 ترجمه تفسیر المیزان و جلد&lt;br /&gt;27، تفسیر&lt;br /&gt;نمونه مطالعه کنید.&lt;br /&gt;l: کدام سوره دو بار بر پیامبرنازل شده است؟&lt;br /&gt;n:&lt;br /&gt;مفسران معتقدند سوره حمد دو بار بر پیامبر نازل شده: یکى در مکه و دیگرى در مدینه.&lt;br /&gt;l: مهم ترین نام هاى سوره حمد را بنویسید.&lt;br /&gt;n: بعضى&lt;br /&gt;ازنامهاى سوره حمد عبارتند از:&lt;br /&gt;«حمد» «فاتحة الکتاب»، «ام&lt;br /&gt;الکتاب»، «سبع المثانى»، «الکافیه»، «الشفاء»، «الاساس» و&amp;#8230; .&lt;br /&gt;آیة الله شهید مرتضى مطهرى در کتاب آشنایى با قرآن سوره&lt;br /&gt;حمد و قسمتى از بقره را تفسیر کرده که در آینده مطالعه آن براى شما سودمند است;&lt;br /&gt;چنان که امام خمینى نیز سوره حمد را تفسیر کرده واین کتاب با نام تفسیر سوره حمد چاپ&lt;br /&gt;شده که براى شما مفید است. در حال حاضر مطالعه آشنایى با قرآن کریم، نوشته&lt;br /&gt;فرزانه زنبقى براى شما مفید است.&lt;br /&gt;l: چرا بعضى از سوره هاى قرآن، مثل حمد،&lt;br /&gt;نام هاى بسیارى دارند؟&lt;br /&gt;n: این&lt;br /&gt;پاسخ را با نام یکى از دانشمندان شهید آغاز مى کنم; یعنى آیة الله شهید دکتر&lt;br /&gt;سید محمد حسین بهشتى.&lt;br /&gt;دوستان عزیز! مى دانید چرا براى این شهید این همه وصف آورده اند&lt;br /&gt;مگر اسم او محمد حسین نیست؟&lt;br /&gt;شما مى توانید پاسخ بدهید چون ایشان در درس هاى حوزه هاى&lt;br /&gt;علمیه، به بالاترین درجه رسیده به او آیة الله مى گویند و چون در راه خدا&lt;br /&gt;شهید شده به او شهید مى گویند و چون درس هاى دانشگاه را تا مراحل عالى&lt;br /&gt;خوانده و موفق به دریافت دکترا شده به او دکتر مى گویند و چون از اولاد&lt;br /&gt;پیامبر است به او سید مى گویند و خلاصه این که به خاطر ویژگى هاى&lt;br /&gt;فراوان، صفت هاى متعددى هم دارد.&lt;br /&gt;برخى از سوره هاى قرآن نیز چنین هستند; یعنى به خاطر ویژگى ها،&lt;br /&gt;فضیلت هاو خصوصیت هاى متعددى که دارند، نام هاى متعددى هم دارند و&lt;br /&gt;توصیف هاى متعددى از آن شده است; مثلا در سوره حمد چون این سوره با «الحمد&lt;br /&gt;الله&amp;#8230;» شروع مى شود به آن سوره حمد گفته شده; و چون ابتداى قرآن است و کتاب&lt;br /&gt;الهى با آن شروع شده، به آن فاتحة الکتاب (گشاینده کتاب) گفته شده و چون تمام&lt;br /&gt;اهداف و اغراض قرآن را مى توان در سوره حمد دید، به آن ام الکتاب (ام: مقصد و&lt;br /&gt;محل بازگشت) گفته شده و چون هفت آیه دارد (و سبع به معناى هفت است) و دوبار نازل&lt;br /&gt;شده یا در هر نماز حداقل دو بار خوانده مى شود (= مثانى) به آن سبع المثانى&lt;br /&gt;گفته مى شود. البته ممکن است این نام گذارى ها، فلسفه ها و&lt;br /&gt;علت هاى دیگرى هم داشته باشد، که ان شاء الله در آینده با برخى از آن&lt;br /&gt;علت ها آشنا خوا هید شد.&lt;br /&gt;l: سوره هاى حامدات را نام ببرید.&lt;br /&gt;n:سوره&lt;br /&gt;هایى که با کلمه «الحمد الله» شروع مى شوند حامدات نام دارند و شامل این&lt;br /&gt;سوره ها هستند: 1. سوره حمد; 2. سوره انعام; 3. سوره کهف; 4. سوره سبأ; 5.&lt;br /&gt;سوره فاطر.&lt;br /&gt;l: مسبّحات به چه سوره هایى گفته مى شود؟&lt;br /&gt;n: به&lt;br /&gt;فرموده پیامبر اکرم مسبّحات شامل این سوره ها است:&lt;br /&gt;حدید، حشر، صف، جمعه وتغابن. برابر برخى از روایات، سوره «اعلى» نیز از&lt;br /&gt;مسبّحات شمرده شده است. پس مسبّحات شامل 6 سوره است. آیا مى دانید چرا به این&lt;br /&gt;سوره ها مسبّحات گفته مى شود؟ علتش این است که این سوره ها با کلمه&lt;br /&gt;«سبّح» یا «یسبّح» که از ریشه «سَبَحَ» گرفته شده، آغاز مى شوند.&lt;br /&gt;دو سوره از مسبّحات با یسبّح شروع مى شوند آیا مى توانید آنها&lt;br /&gt;را نام ببرید؟&lt;br /&gt;راهنمایى: سوره هاى شماره 62 و 64 با یسبّح شروع مى شوند.&lt;br /&gt;این پاسخ را با حدیثى به پایان مى بریم; امام باقر فرمود: کسى که همه&lt;br /&gt;«مسبّحات» را هر شب قبل از خواب بخواند، نمى میرد مگر این که حضرت قائم را درک کند و اگر بمیرد در همسایگى پیامبر&lt;br /&gt;خواهد بود.&lt;br /&gt;l: معوّذتین نام چه سوره هایى است و چرا به این نام&lt;br /&gt;خوانده مى شوند؟&lt;br /&gt;n: به دو&lt;br /&gt;سوره آخرى قرآن یعنى سوره هاى شماره 113 و 114 معوّذتین گفته مى شود.&lt;br /&gt;چنان که مى دانید این دو سوره با «قل اعوذ» شروع مى شود و&lt;br /&gt;اعوذ به معناى «پناه مى برم» است. و خداوند در این دو سوره به پیامبر دستور&lt;br /&gt;مى دهد از هر شرّى به خدا پناه ببرد.&lt;br /&gt;علت نام گذارى این دو سوره به معوّذتین این است که با «قل اعوذ» شروع&lt;br /&gt;مى شود و اعوذ و تعویذ و معوّذتین، هم خانواده هستند و ریشه مشترکى دارند&lt;br /&gt;و&amp;#8230; معناى پناه بردن در همه آنها وجود دارد.&lt;br /&gt;پیامبر نیز این دو سوره را «معوّذتین» نامیده مى فرماید: آیاتى بر من&lt;br /&gt;نازل شده که مانند آنها نازل نشده و آنها معوّذتین یعنى دو سوره ناس و فلق هستند.&lt;br /&gt;آقاى سید کاظم ارفع تفسیر سوره هاى ناس و فلق را ویژه مقطع راهنمایى&lt;br /&gt;و دبیرستان نوشته است و به نام هاى تفسیر سوره فلق و تفسیر سوره ناس چاپ و&lt;br /&gt;منتشر شده است.&lt;br /&gt;l: «زهراوان» کدام سوره ها هستند؟&lt;br /&gt;n: آیا&lt;br /&gt;دوست دارید پاسخ این سؤال را از پیامبر بشنوید؟&lt;br /&gt;پیامبر اکرم: تعلّموا سورة «البقره» و سورة «آل&lt;br /&gt;عمران» فانهما الزهراوان».&lt;br /&gt;معناى حدیث را خودتان پیدا بکنید. یادآورى: «تعلّموا» به معناى «یاد&lt;br /&gt;بگیرید» و «زهراوان» به معناى «دو نور» است.&lt;br /&gt;پیامبر در ادامه فرمود: این دو سوره در قیامت مانند دو پاره ابر، دو پرده ]بزرگ[ یا دو دسته از پرندگان، بر سر کسى که این سوره ها را بداند،&lt;br /&gt;سایه مى اندازند.&lt;br /&gt;l: حوامیم به کدام سوره ها گفته مى شود؟&lt;br /&gt;n: به&lt;br /&gt;سوره هایى که با «حم» شروع مى شوند، حوامیم گفته مى شود. این&lt;br /&gt;سوره ها از سوره غافر شروع مى شود و پایان آنها سوره احقاف است; یعنى از&lt;br /&gt;سوره 40 تا سوره 46 قرآن.&lt;br /&gt;من این سوره ها را برایتان به شعر درآورده ام. با حفظ کردن این&lt;br /&gt;یک بیت شعر مى توانید همه سوره هاى حوامیم را حفظ کنید.&lt;br /&gt;تو غافر و فصّلت، دخان و شورى *** هم جاثیه و زخرف و احقاف، حوامیم&lt;br /&gt;مى دان&lt;br /&gt;این پاسخ را با حدیثى زیبا به پایان مى برم.&lt;br /&gt;امام صادق فرمود: حوامیم، ریحان هاى قرآن هستند; وقتى آنها را&lt;br /&gt;خواندید خدا را سپاس گویید و بسیار شکر کنید; به خاطر حفظ و تلاوت آنها، ]وقتى[ بنده خداوند برمى خیزد و «حوامیم» را مى خواند، از دهان&lt;br /&gt;او بویى بهتر از مشک و عنبر خارج مى شود و خداوند به تلاوت کننده قرآن و&lt;br /&gt;همسایگانش و دوستانش و آشنایانش و هرکس که دوست و نزدیک اوست «رحم» مى کند».&lt;br /&gt;l: آیا در قرآن «پنج قل» وجود دارد؟&lt;br /&gt;n: در&lt;br /&gt;قرآن بیش ازپنج قل وجود دارد، ولى 5 سوره با قل شروع مى شوند که به آنها «پنج&lt;br /&gt;قل» یا «مقولات» گفته مى شود.&lt;br /&gt;یقیناً شما چهار سوره از پنج قل را حفظ هستید، تنها ممکن است سوره جن را&lt;br /&gt;حفظ نباشید.&lt;br /&gt;براى یادآورى، من چند کلمه از اول هر یک از سوره هایى را که با قل&lt;br /&gt;شروع مى شوند مى نویسم، شما تلاش کنید همه سوره را از حفظ خوانده سپس در&lt;br /&gt;جاى خالى نام سوره را بنویسید.&lt;br /&gt;1. قل هو الله احد&amp;#8230;&lt;br /&gt;(سوره&amp;#8230;.)&lt;br /&gt;2. قل یا ایها الکافرون&amp;#8230;.&lt;br /&gt;(سوره&amp;#8230;&amp;#8230;..)&lt;br /&gt;3. قل اعوذ برب الفلق&amp;#8230;&lt;br /&gt;(سوره&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;..)&lt;br /&gt;4. قل اعوذ برب الناس&amp;#8230;&amp;#8230;&lt;br /&gt;(سوره&amp;#8230;&amp;#8230;.)&lt;br /&gt;5. قل اوحى&lt;br /&gt;الى&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;. (سوره جنّ)[8]&lt;br /&gt;l: کدام سوره است که هم نام قبیله پیامبر است؟&lt;br /&gt;n: نام&lt;br /&gt;قبیله پیامبر «قریش» بود، حالا خودتان به فهرست سوره هاى قرآن مراجعه کنید و&lt;br /&gt;نام قبیله پیامبر را پیدا کنید.&lt;br /&gt;راهنمایى: در سوره 106 بیشتر دقت کنید. علاوه بر تفسیرهاى کامل که همه&lt;br /&gt;سوره ها را تفسیر کرده، آقاى سید کاظم ارفع، سوره مورد نظر را با نام تفسیر&lt;br /&gt;سوره قریش به انضمام دانستنى هایى از قرآن، ویژه مقطع راهنمایى و دبیرستان&lt;br /&gt;تفسیر کرده است.&lt;br /&gt;l: کدام سوره به نام یکى از اصول دین است؟&lt;br /&gt;n: اولین&lt;br /&gt;اصل از اصول دین چیست؟ نام دیگر سوره اخلاص (قل هو الله احد) چیست؟&lt;br /&gt;جواب هر دو پرسش فوق یکى است و آن، پاسخ سؤال شماست.&lt;br /&gt;کتاب ترجمه تصویرى و تفسیرى آهنگین سوره فاتحه و توحید و&amp;#8230;، نوشته&lt;br /&gt;حجة الاسلام والمسلمین بى آزار شیرازى، یکى از کتاب هایى است که&lt;br /&gt;خواندن آن برایتان شیرین است.&lt;br /&gt;l: کدام سوره در قرآن، شناسنامه خداوند را بیان کرده&lt;br /&gt;است؟&lt;br /&gt;n: همان&lt;br /&gt;سوره اى که خواندن آن ثواب خواندن 31 قرآن را دارد.همان سوره اى که به&lt;br /&gt;نام یکى از اصول دین است. و همان سوره اى که نام دیگر آن، سوره اخلاص است.&lt;br /&gt;l: کدام سوره دو بسم الله دارد؟ بسم الله دوم آن درباره&lt;br /&gt;چیست؟&lt;br /&gt;n: آیا&lt;br /&gt;تاکنون در مراسم دعاها و سخنرانى ها شنیده اید، که پیش از دعا کردن، این&lt;br /&gt;آیه را مى خوانند: أمّن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء؟(نمل;62) همان&lt;br /&gt;سوره اى که این آیه در آن آمده دو بسم الله دارد و آن، سوره 27 قرآن مجید&lt;br /&gt;است; یعنى سوره نمل، بسم الله اول سوره مانند دیگر سوره ها براى شروع سوره&lt;br /&gt;است و بسم الله الرحمن الرحیم دوم آن سرآغاز نامه حضرت سلیمان به ملکه سبا است و&lt;br /&gt;خداوند متعال کلام حضرت سلیمان را نقل کرده است. نامه سلیمان چنین است&amp;#8230; انه من&lt;br /&gt;سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم&amp;#8230;; این نامه از سلیمان است و چنین است به&lt;br /&gt;نام خداوند بخشنده مهربان&amp;#8230; .&lt;br /&gt;l: کدام سوره بسم الله ندارد چرا؟&lt;br /&gt;n: سوره&lt;br /&gt;نهم قرآن با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز نشده و یکى از علت هایى که سوره&lt;br /&gt;توبه با بسم الله شروع نشده این است که براى اعلام بیزارى و «مرگ بر مشرکان» نازل&lt;br /&gt;شده، ولى بسم الله آیه رحمت است و مرگ بر مشرکان با رحمت سازگارى ندارد.&lt;br /&gt;حضرت على نیز دلیل این که سوره توبه با بسم الله شروع نشده، مطلب فوق&lt;br /&gt;دانسته است.[9]&lt;br /&gt;l: سوره، آیه و کلمه وسط قرآن کدام است؟&lt;br /&gt;n: قرآن&lt;br /&gt;چند سوره دارد؟ آفرین 114 سوره. اگر 114 را تقسیم بر دو کنیم پاسخ 57 خواهد بود پس&lt;br /&gt;سوره 57 یعنى سوره حدید وسط قرآن است. و از سوره 58 یعنى مجادله نیمه دوم قرآن&lt;br /&gt;آغاز مى شود.&lt;br /&gt;تعداد آیات قرآن را پیش از این نوشتم که 6236 آیه است. با توجه به تعداد&lt;br /&gt;آیات، آیه 45 سوره شعراء آیه وسط قرآن است و از آیه 46 این سوره نیمه دوم آیات&lt;br /&gt;قرآن شروع مى شود. براى شمارش تعداد حروف قرآن و به دست آوردن حرف وسط قرآن،&lt;br /&gt;یکى از خلفاى عباسى به نام حجاج تعدادى از قاریان و حافظان قرآن را جمع کرد و از&lt;br /&gt;آنان خواست حروف قرآن را بشمارند و حرف وسط قرآن را پیدا کنند. آنان پس از&lt;br /&gt;شمارش دریافتند حرف «فاء» در کلمه «ولیتلطّف» حرف وسط قرآن است.&lt;br /&gt;l: کدام کتاب ها به برادر و خواهر قرآن معروفند؟&lt;br /&gt;چرا؟&lt;br /&gt;n: نهج&lt;br /&gt;البلاغه به برادر قرآن و صحیفه سجادیه به خواهر قرآن معروفند. گاهى دو چیز را که&lt;br /&gt;با هم دیگر شباهت زیادى دارند به عنوان دو برادر مى نامند; مثلا دو کوه&lt;br /&gt;در شهر مقدس قم وجود دارند که شباهت زیادى به هم دارند، به این خاطر آن دو کوه را&lt;br /&gt;«دوبرادران» نامیده اند.&lt;br /&gt;نهج البلاغه نیز سخنان حضرت على است و شباهت هاى زیادى به قرآن دارد;&lt;br /&gt;به این خاطر به نهج البلاغه، برادر قرآن مى گویند. بعضى از&lt;br /&gt;شباهت هاى این دو عبارتند از: 1ـ هر دو از نظر ادبى بى نظیرند; به&lt;br /&gt;گونه اى که عرب هاى کافر نیز به این نکته اعتراف دارند که قرآن و نهج&lt;br /&gt;البلاغه از نظر نگارش و متن و دستور زبان عربى (فصاحت و بلاغت) بهترین کتابها&lt;br /&gt;هستند.&lt;br /&gt;2ـ هر دو از محتواى عالى&lt;br /&gt;برخوردارند. و&amp;#8230;&lt;br /&gt;صحیفه سجادیه، مجموعه دعاهاى امام سجاد است، که آن هم از جهت متن ادبى و&lt;br /&gt;نیز داشتن محتواى عالى، بى نظیر است، از این رو به «خواهر قرآن» مشهور شده&lt;br /&gt;است.&lt;br /&gt;l: چه سوره اى به مادر قرآن معروف است؟&lt;br /&gt;n: با&lt;br /&gt;دقت به پاسخ هاى قبلى پاسخ این پرسش را مى توان از میان آنها پیدا کرد.&lt;br /&gt;سوره اى به «مادر قرآن» معروف است که 7 آیه دارد، دوبار نازل شده، در هر&lt;br /&gt;نماز دو بار خوانده مى شود و ام الکتاب است که ترجمه ام الکتاب مادر&lt;br /&gt;قرآن است.&lt;br /&gt;مادر قرآن اسمى است که پیامبر به این سوره داده است; آن حضرت فرمود: قسم&lt;br /&gt;به کسى که جان من به دست اوست،خداوند نه در تورات و انجیل و زبور و نه در قرآن،&lt;br /&gt;مثل این سوره را نازل نکرده و این ]سوره[ ام الکتاب (مادر قرآن) است.&lt;br /&gt;سوره حمد در واقع، فهرستى از همه قرآن است، پس مى توان آن را اساس&lt;br /&gt;(ام) قرآن نامید، زیرا مهم ترین بحث هاى قرآن عبارتند از:&lt;br /&gt;1. خداشناسى و صفات خداوند،&lt;br /&gt;بهویژه توحید.&lt;br /&gt;2. معاد و قیامت شناسى.&lt;br /&gt;3. شناخت پیامبران و&lt;br /&gt;امت هاى آنان.&lt;br /&gt;4. هدایت و گمراهى، که مؤمنان&lt;br /&gt;و مسلمانان هدایت مى یابند و کافران در گمراهى هستند و&amp;#8230; .&lt;br /&gt;5. عبادت و بندگى خداوند و&lt;br /&gt;دعوت مردم به پرستش خداوند.&lt;br /&gt;در سوره حمد نیز مى توان مباحث زیر را یافت زیرا:&lt;br /&gt;در این سوره به حاکمیت خداوند و نعمت هاى بى پایان او و عبادت و&lt;br /&gt;بندگى خداوند اشاره شده و از روز جزا سخن به میان آمده، از خداوند درخواست هدایت&lt;br /&gt;شده و با توجه به تفسیر آیه 6 و 7 این سوره که مغضوب علیهم، مسیحیان و ضالین به&lt;br /&gt;یهودیان تفسیر شده است، مسلمانان واقعى از پیروان دیگر دین ها تفکیک شده. پس&lt;br /&gt;مجموع معارف قرآن را مى توان در سوره حمد یافت و سوره حمد اساس و مادر قرآن&lt;br /&gt;است. اگر مى خواهید در این باره مطالب بیشترى بدانید مى توانید به جلد&lt;br /&gt;اول تفسیر نمونه، صفحه هاى 3 و 4 آن مراجعه کنید.&lt;br /&gt;l: قلب قرآن کدام سوره است و چرا به آن قلب قرآن&lt;br /&gt;مى گویند؟&lt;br /&gt;n: قلب&lt;br /&gt;قرآن سوره «یس» است، که پیامبر فرمود: هر چیز قلبى دارد و قلب قرآن سوره «یس» است.&lt;br /&gt;قلب در موجودات زنده، نقش بسیار مهمى دارد و از مهم ترین بخش ها&lt;br /&gt;به شمار مى رود. به این خاطر چیزهاى مهم از هر مجموعه را قلب آن مجموعه&lt;br /&gt;مى گویند; مثلا مقام معظم رهبرى را مى توانیم قلب تپنده جهان اسلام&lt;br /&gt;بنامیم، شهر مکه را قلب شهرهاى اسلامى بدانیم و&amp;#8230; .&lt;br /&gt;حال اگر قرآن مجید را به موجود زنده اى تشبیه کنیم، سوره یس قلب قرآن&lt;br /&gt;خواهد بود، زیرا حیاتى ترین و مهم ترین مسایل اسلام یعنى توحید، نبوت و&lt;br /&gt;معاد در این سوره آمده است.&lt;br /&gt;آیة الله شهید سید عبدالحسین دستغیب، یکى از شهداى محراب، کتابى به نام&lt;br /&gt;قلب قرآن نوشته است. به نظر شما این کتاب، تفسیر کدام سوره است؟ باخواندن این کتاب&lt;br /&gt;مى توانید تفسیر سوره «یس» را یاد بگیرید; چنان که آقاى ابوالفضل&lt;br /&gt;بهرامپور نیز کتابى به نام یس، قلب قرآن نوشته است.&lt;br /&gt;l: نام سوره اى که ما مسلمانان به آن عروس قرآن&lt;br /&gt;مى گوییم چیست؟&lt;br /&gt;n: سوره&lt;br /&gt;الرحمن به عروس قرآن معروف است. حتماً مى پرسید چرا؟ زیرا در زبان عربى به هر&lt;br /&gt;چیز زیبا و آراسته اى «عروس» مى گویند. پیامبر اکرم فرمود: هر چیزى یک&lt;br /&gt;عروس دارد و عروس قرآن، سوره الرحمن است.&lt;br /&gt;امام صادق فرمود: سوره الرحمن در قیامت به شکل انسانى زیبا و خوش بو ظاهر&lt;br /&gt;مى شود و خداوند به او مى گوید: در دنیا چه کسانى همواره تو را تلاوت&lt;br /&gt;مى کردند، او افرادى که این سوره را مى خواندند نام مى برد. ]این&lt;br /&gt;افراد با شنیدن نامشان چهره شان روشن مى شود و به بهشت وارد مى شوند.&lt;br /&gt;اگر قرآن را بگشایید و سوره الرحمن را بخوانید و به ترجمه اش دقت&lt;br /&gt;کنید، خواهید دید، این سوره چگونه مانند عروس زیبا و آراسته است و کوتاه بودن&lt;br /&gt;آیه ها، آهنگین بودن متن آیه، تکرار آیه(فبأى آلاء ربکما تکذبان و&amp;#8230;). همگى&lt;br /&gt;باعث زیبایى فوق العاده این سوره شده اند.&lt;br /&gt;[1]. اسراء، آیه 106.&lt;br /&gt;[2]. مزمل، آیه 20.&lt;br /&gt;[3]. فرقان، آیه 1.&lt;br /&gt;[4]. ص، آیه 29.&lt;br /&gt;[5]. علامه طباطبایى، قرآن در اسلام، ص 145 ـ 146.&lt;br /&gt;[6]. معناى وقف قبلا در بخش قرائت آمده است.&lt;br /&gt;[7]. نحل، آیه 68 - 69.&lt;br /&gt;[8]. هاشم زاده هریسى، شناخت سوره هاى قرآن، ص 428 و 616.&lt;br /&gt;[9]. مجمع البیان، ج 5، ص 4.&lt;br /&gt;1.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://ashorayi.kowsarblog.ir/دانستنی-های-قرانی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://ashorayi.kowsarblog.ir/دانستنی-های-قرانی</link>
							</item>
				<item>
			<title>عمل صالح از منظر قران</title>
						<description>&lt;p&gt;چکيده &lt;br /&gt;عمل صالح يکي از پرکاربردترين مفاهيم قرآن کريم است که رابطه نزديک و متقابلي با ايمان دارد. دراين مقاله پس از تبيين مفهوم عمل صالح از نظر لغوي به بررسي مفهوم آن در قرآن کريم با استفاده از آراء مفسران خواهيم پرداخت. از آنجا که قرآن کريم غالباً از طريق ذکر مصاديق يک واژه کليدي به بيان مفهوم آن مي پردازد،مصاديق عمل صالح را درقرآن کريم، روايات تفسيري و اقوال صحابه، بررسي خواهيم نمود و جهت تبيين حوزه ي معنايي عمل صالح به واژگان مرتبط با آن همچون عمل خير،عمل حسن و عمل سيئ خواهيم پرداخت و سپس رابطه ي عمل صالح با ايمان،آثار عمل صالح، مقتضيات و موانع عمل صالح را بررسي خواهيم نمود. &lt;br /&gt;کليد واژه ها: عمل صالح، حسنات، سيئات، تفسير موضوعي، ايمان وعمل صالح.&lt;br /&gt;مقدمه &lt;br /&gt;با تدبردرآيات قرآن کريم رابطه اي نزديک ميان ايمان و عمل صالح مشاهده مي شود؛اما چنين رابطه ي تنگاتنگي ميان عمل خيرو حسن با ايمان مشاهده نمي گردد.چه فرق معني داري از منظرآيات قرآني در توجيه اين مسأله وجود دارد؟ با توجه به فراواني کاربرد عمل صالح و مشتقات آن در قرآن کريم و اهميت آن چه آثاري بر عمل صالح مترتب است؟&lt;br /&gt;با توجه به خيرات و برکات فراواني که برعمل صالح مترتب است چه مقتضياتي زمينه ي توفيق به جاآوردن اعمال صالح را فراهم مي سازد و در اين راه چه موانعي وجود دارد؟ اينها سؤالاتي است که دراين مثال به آنها پرداخته خواهد شد. &lt;br /&gt;مفهوم عمل صالح &lt;br /&gt;تعريف عملياتي موضوع تحقيق از جمله مباحث مقدماتي به منظور ورود به عرصه ي پژوهش، پيرامون آن موضوع به حساب مي آيد. موضوع مورد بحث ترکيبي وصفي است که از دو بخش «عمل» و «صالح» تشکيل يافته است. دراين مبحث هريک ازاين دو بخش ازمنظر واژه شناسان، قرآن کريم و مفسران مورد بحث قرار مي گيرد. &lt;br /&gt;1. ديدگاه واژه شناسان &lt;br /&gt;راغب اصفهاني که از برجسته ترين محققان در عرصه ي غريب القرآن محسوب مي شود، در تعريف واژه ي عمل اينگونه اظهار نظر مي کند:هرفعلي را که حيوان از روي قصد انجام مي دهد،عمل ناميده مي شود. مفهوم «عمل» از «فعل» خاص تر و محدودتراست؛چرا که گاه «فعل» درباره ي اشياء جامد نيزبه کار مي رود. (راغب اصفهاني، 1998م، ص 351؛ابن فارس، 1404ق، ج 4، ص 145 و 511) &lt;br /&gt;شرتوني از واژه شناسان برجسته ي معاصر نيز معتقد است: «عمل» به کاري اطلاق مي گردد که از روي عقل و فکر انجام شود، پس لاجرم با عمل و آگاهي همراه است لکن «فعل» عام تر ازآن است. (شرتوني، 1403ق، ذيل ماده هاي «عمل» و «فعل»؛ابوهلال العسکري، 1412ق، ص 383) &lt;br /&gt;«صالح» از ريشه «صلاح» است. راغب اصفهاني در معناي لغوي اين واژه مي نويسد: صلاح ضد فساد است و اين دو در بيشتر موارد در خصوص افعال به کار&lt;br /&gt;مي روند. در قرآن کريم گاه درمقابل «فساد» و گاه در مقابل «سيئه» به کار رفته است. (راغب اصفهاني، 1998م، ص 289) ابن منظور نيز«صلاح» را در لغت ضد فساد دانسته است. (ابن منظور،1405ق، ج 2، ص 516) &lt;br /&gt;صاحب کتاب التحقيق في کلمات القرآن در اين باره مي گويد: معناي ريشه اي و اصلي اين واژه، سلامت از فساد و تباهي است. صلاح ضد فساد است. صلاح درباره ي ذات،رأي يا عمل به کار مي رود لکن بيشتر در عمل کاربرد دارد. (مصطفوي، 1360ش، ص 307)&lt;br /&gt;2. ديدگاه قرآن کريم &lt;br /&gt;با تدبر درآيات مرتبط با موضوع چنين به نظر مي رسد که واژه ي صلاح در همان معناي لغوي خود به کار رفته است. شاهد اين ادعا آيات ذيل است که درآن به روشني تقابل اصلاح با افساد مشاهده مي شود: &lt;br /&gt;«الذين يفسدون في الأرض و لا يصلحون»؛ (الشعراء، 152) کساني که در زمين تباهي مي کنند و به اصلاح (امور) نمي پردازند.همچنين آيه ي «و أصلح و لا تتبع سبيل المفسدين». (الأعراف، 142) و اصلاح کن و از راه تبهکاران پيروي مکن.&lt;br /&gt;لکن گاه با توجه به قراين،مقيد و قيودي گرديده است. در اين مبحث با طرح 8 آيه سعي مي شود ديدگاه قرآن کريم درباره ي عمل صالح تبيين گردد. از تدبر درآيات ذيل چنين به نظر مي رسد که قرآن کريم به هرعلم پسنديده اي در منطق عقل و فطرت عمل صالح اطلاق نمي کند،بلکه عمل صالح به عملي اطلاق مي گردد که به طورخاص درتعالي ديني توصيه شده است. &lt;br /&gt;1.«والذين ءامنوا و عملوا الصالحات لا نکلف نفساً إلّا وسعها أولئک أصحاب الجنه هم فيها خالدون و نزعنا ما في صدورهم من غلٍ تجري من تحتهم الأنهار و قالوا الحمد لله الذي هدانا لهذا و ماکنا لنهتدي لولا أن هدانا الله لقد جاءت رسل ربنا بالحق و نودوا أإن تلکم الجنه أورثتموها بما کنتم تعملون». (الاعراف، 42 و 43) &lt;br /&gt;يعني:وآنان که ايمان آوردند وکارهاي شايسته انجام دادند، ما هيچ کس را بيش از تواناييش مکلف نمي سازيم. ايشان اهل بهشتند و درآن جاودان خواهند بود و زنگار کينه را از دل هايشان بزداييم و در بهشت زير قصرهايشان نهرها جاري مي شود و مي گويند:ستايش خداي را که ما را به اين مقام راهنمايي کرد که اگر هدايت و لطف الهي نبود، ما خود راه نمي يافتيم. رسولان خدا به يقين ما را براين مقام به حق رهبري کردند. آنگاه به بهشتيان ندا کنند که اين است بهشتي که از اعمال صالح خود به ارث يافتيد. &lt;br /&gt;در اين آيه پس از «والذين ءامنوا و عملوا الصالحات» در جمله اي معترضه که حکم قاعده اي کلي را دارد مي فرمايد: هرکس را به قدرتوان و قدرتش تکليف مي نماييم. اين عبارت دلالت دارد براينکه اعمال صالح توأم با سختي و دشواري است. به همين دليل حق تعالي توهّم اينکه اعمال صالح از حد قدرت انسان ها خارج باشد را دفع فرموده است. همچنين اعمال صالح اعمالي هستند که از جانب خداوند متعال بر انسان ها تکليف گرديده و توسط پيامبران به ايشان ابلاغ شده است. در تفسيرنمونه به همين نکته اشاره شده است که عبارت «لا نکلف نفساً إلّا وسعها» اشاره به اين مي کند که کسي تصور نکند که قرار گرفتن در صف افراد باايمان و انجام عمل صالح در دسترس همه کس نيست و جز افراد معدودي، ساير افراد قدرت بر وصول آن را ندارند،زيرا تکاليف پروردگار به اندازه ي قدرت افراد است و به اين وسيله راه را به روي همه کس اعم از عالم و جاهل، کوچک و بزرگ در هر سن و سال گشوده و همه را دعوت به پيوستن به اين صف مي کند، البته از هر کس به اندازه ي استعداد فکري و تجسمي و امکاناتش انتظار دارد. (مکارم شيرازي و همکاران، بي تا، ج 6، ص 174) &lt;br /&gt;مؤيد ديگر اين ادعا ادامه ي آيه شريفه است که مي فرمايد: «الحمد لله الذي هدانا لهذا و ما کنا لنهدي لولا أن هدانا الله لقد جاءت رسل ربّنا بالحق»؛(الاعراف، 43) واژه هذا اسم اشاره است که احتمالاً به هدايت مؤمنان به اعمال صالح اشاره دارد و حتي اگراشاره به بهشت هم باشد،هدايت به بهشت از طريق انجام اعمال صالح که به هدايت الهي به مؤمنان ابلاغ گرديده، تحقق يافته است. پس مي توان از اين آيه چنين فهميد که اعمال صالح،اعمالي هستند که خداوند انسان ها را به انجام آن مکلف مي گرداند. و در وسع و قدرت ايشان مي باشد.&lt;br /&gt;2. «لقد خلقنا الإنسان في أحسن تقويم ثم رددنه أسفل سافلين إلّا الذين ءامنوا و عملوا الصالحات فلهم أجر غير ممنون فما يکذبک بعد بالدين»؛ (التين، 4-7) &lt;br /&gt;يعني: ما انسان را به نيکوترين صورت آفريديم. آنگاه او را به پايين ترين درجات بازگردانديم،مگر کساني که ايمان آورند و اعمال صالح انجام دهند که پاداش بي پايان خواهند داشت. پس چه چيز موجب مي شد تا اين حق را تکذيب نمايي؟! از اين آيه چنين برمي آيد که چون ايمان و عمل صالح مانع سقوط انساني به پايين ترين مراحل مي شود ديگر دليلي براي انکار و تکذيب دين باقي نمي ماند. پس اعمال صالح مجموعه اي از تعاليم است که توسط انبيا در قالب دين به انسان ها ابلاغ مي گردد. اگر «ال» در واژه «الدين» دلالت بر جنس نمايد و ظاهراً چنين است،نتيجه مي شود که اعمال صالح درهمه ي اديان الهي وجود داشته است و اختصاص به دين مبين اسلام ندارد. &lt;br /&gt;3. «و هم يصطرحون فيها ربّنا أخرجنا نعمل صالحاً غيرالذي کنا نعمل أولم نعمرکم مّا يتذکر فيه من تذکّر و جاءکم النّذير فذوقوا فما للظلمين من نصير». (الفاطر، 37) يعني: و در دوزخ فرياد برآورند: پروردگارا ما را از دوزخ خارج کن تا اعمال صالح انجام دهيم. اعمالي غير از آنچه که انجام داده ايم.به ايشان خطاب مي شود آيا به اندازه اي که عبرت گيرنده مي توانسته عبرت گيرد به شما عمرنداديم و بيم دهنده نزد شمانيامد؟ پس طعم عذاب را بچشيد که ياوري براي ستمکاران نخواهد بود. &lt;br /&gt;دراين آيه رابطه اي روشن ميان پيامبران به عنوان بيم دهندگان از سوي پروردگار و اعمال صالح مشاهده مي شد. حال که پيامبران اعمال صالح را به شما معرفي کردند و شما را از عواقب ترک آن بيم دادند چرا از فرصت عمر بهره نگرفتيد و عمل صالح انجام نداديد؟ ازآنجا که دوزخيان به پيامبران وتعاليمشان در دنيا ايمان نمي آورند، خود را ملتزم به امتثال دستورات دين ايشان نمي داند و در عرصه ي عمل غير ازتعاليم ديني انبياء رفتار مي کنند. لذا آرزو مي کنند که برگردند و اعمال صالح را که همان مفاد تعاليم ديني منذران و رسولان الهي است،به جا آورند. &lt;br /&gt;4. در بسياري از آيات ميان تکذيب آيات الهي و ايمان و عمل صالح تقابل مشاهده مي شود. به عنوان نمونه: «إنّ الذين کذّبوا بآياتنا و استکبروا عنها لا تفتح لهم أبواب السماء &amp;#8230;والذين ءامنوا و عملوا الصالحات لا نکلف نفساً إلّا وسعها». (اعراف، 40-42)&lt;br /&gt;يعني: به راستي کساني که آيات ما را تکذيب کردند و از پذيرش آنها با تکبر سرباز زدند درهاي رحمت آسمان به سوي ايشان باز نخواهد شد&amp;#8230; و کساني که ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، ما هيچ کس را بيشتر از وسع و توانش مکلف نمي گردانيم.&lt;br /&gt;«فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصالحات فهم في روضه يحّبرون و أمّا الذين کفروا و کذّبوا بآياتنا و لقاء الآخره فأولئک في العذاب محضرون»؛(الروم، 15 و 16) &lt;br /&gt;يعني:اما کساني که ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند در باغي مصفا مسرورند و اما کساني که به آيات ما کفر ورزيدند و آيات ما و روز قيامت را تکذيب نمودند،درعذاب دوزخ احضار خواهند شد. از اين تقابل نتيجه مي شود، افراد مؤمن که در صدد تصديق آيات الهي بوده اند اين تصديق را در عمل نشان داده اند و به تعاليمي که ايمان به راستي و حقانيتش دارند يعني همان اعمال صالح،عمل مي کنند. (1) &lt;br /&gt;5. «قل يا أهل الکتاب لستم علي شئ حتي تقيموا التوره والإنجيل و ما أنزل أليکم من ربک &amp;#8230; إنّ الذين ءامنوا والذين هادوا والصائبون و النصاري من ءامن بالله واليوم الآخر و عمل صالحاً فلاخوف عليهم و لاهم يحزنون». (المائده، 68و69) يعني:بگو اي اهل کتاب تا وقتي که به تورات و انجيل و آنچه از سوي پروردگارتان بر شما نازل شده است، عمل نکرده ايد، حقي به دست نداديد&amp;#8230;. به راستي که مؤمنان و يهوديان و صابئين و مسيحيان،هرکس که به خداوند و روز بازپسين ايمان آورده و نيکوکاري کرده باشد،نه بيمي برآنهاست و نه اندوهگين مي شوند. (2) &lt;br /&gt;دراين آيات ابتدا به اقامه ي کتب آسماني مانند تورات و انجيل و قرآن فرمان داده شده،آنگاه به ايمان وعمل صالح امر گرديده است. از ارتباط اين دو بخش چنين برمي آيد که با انجام اعمال صالح که همان دستوراتي است که کتب آسماني بر اين مشتمل است اقامه ي کتب آسماني تحقق مي پذيرد. &lt;br /&gt;6. «حتي إذا جاء أحدهم الموت قال رب ارجعون لعلي أعمل صالحاً فيما ترکت کلاً إنّها کلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ إلي يوم يبعثون». (المؤمنون، 99 و 100) &lt;br /&gt;يعني:تا آنکه مرگ يکي از آنان فرا رسد مي گويد: اين پروردگار من! مرا&lt;br /&gt;بازگردان تا درآنچه ترک گفته ام، عمل صالحي به جا آورم. به وي خطاب شود:هرگز! اين سخني است که او برزبان مي آورد و در برابرشان برزخي، تا روزي که برانگيخته شوند،خواهد بود. &lt;br /&gt;نکته ي قال تأمل «فيما ترکت» در اين آيه شريفه است. بعضي معتقدند «فيما ترکت» اشاره به اموالي است که از آنان به يادگار مي ماند که درتعابيرعرفي از آن به ترکه ي ميت تعبير مي شود. حال آنکه برخي ديگر معني وسيع تري براي آن قائلند و اين تعبيررا اشاره به تمام اعمال صالح که ترک گفته اند مي دانند که دراين صورت مفهوم آيه چنين خواهد بود: خداوندا مرا بازگردان تا اعمال صالحي را که ترک کرده ام جبران کنم. (مکارم شيرازي و همکاران،بي تا، ج 14، ص 313) در حديثي از امام صادق (ع) نقل شده است که اين آيه را به کسي تفسير فرمود که آرزو مي کند به دنيا بازگردد تا زکاتي را که ترک کرده است بپردازد و جبران نمايد. (طوسي، 1365ش، ج 4، ص 111) اين حديث به منزله تعيين مصداقي خاص از مفهومي عام تلقي مي شود. اين مفهوم عام همان تکليف الهي است که درمتن شريعت تعيين گرديده است؛اين معني ازتدقيق در تعبير «فيما ترکت» فهميده مي شود. زيرا ترک کردن وقتي صحيح است که تکاليف و مسئوليت هايي برعهده ي کسي نهاده شده باشدو از ايفاي مسئوليت شانه خالي کرده و از انجام تکاليف محوله سرباز زده باشد. &lt;br /&gt;7. «وأمّاالذين فسقوا فمأوهم النار کلما أرادوا أن يخرجوا منها أعيدوا فيها و قيل لهم ذوقوا عذاب النار&amp;#8230;». (السجده، 20) &lt;br /&gt;يعني:اما کساني که ايمان آورند و اعمال صالح انجام دهند، در ازاي آنچه انجام مي دادند دربهشت هاي برين جا خواهند داشت واما کساني که فسق و فجور مي کردند، جايگاهشان آتش است. تقابل ميان اعمال صالح و فسق در اين آيه مي تواند مبين مفهوم اعمال صالح باشد. از آنجا که فسق به معناي خروج از اطاعت و اوامرالهي است و به کسي که ملتزم به احکام شريعت نيست، فاسق گفته مي شود (راغب اصفهاني، 1998م، ص 382) معلوم مي شود که عاملان به صالحات کساني اند که ملتزم به احکام شريعت باشند. پس اعمال صالح بايد دستورات شرع مقدس باشد که در متن دين بدان تکليف شده است. &lt;br /&gt;8. «فأقم وجهک للدين القيم من قبل أن يأتي يوم لا مردّ له، من الله يومئذ يصّدعون من کفرفعليه کفره، و من عمل صالحاً فلأنفسهم يمهدون». (الروم، 43و44) &lt;br /&gt;يعني:پس به سوي دين پايدار روي آور پيش از آنکه از جانب خداوند روزي فرا رسد که برگشت ناپذير باشد و در آن روز مردم دسته دسته شوند. هر کس کفر ورزد کفرش به زيان اوست و هر کس کار شايسته کند براي خود آماده مي نمايد. از اين آيه شريفه فهميده مي شود که هر کس بخواهد روي خود را به سوي دين کند بايد اعمال صالح انجام دهد.روشن است که هنگام عمل به دستورات توصيه شده از سوي دين الهي رويکرد به سوي دين استوارالهي تحقق خواهد يافت. &lt;br /&gt;3. ديدگاه مفسران &lt;br /&gt;علامه طباطبايي درباره ي مفهوم عمل صالح درقرآن مي نويسد:هرچند صلاحيت عمل در قرآن کريم بيان نشده است لکن ازآثاري که براي آن ذکر شده مي توان مفهوم آن را فهميد. عمل صالح عملي است که براي کسب رضايت پروردگار با تحمل دشواري ها انجام مي شود؛چنانکه فرمود: «&amp;#8230; صبروا ابتغاء وجه ربهم&amp;#8230;». (الرعد، 22) يعني: و کساني که براي طلب خشنودي پروردگارشان شکيبايي کردند و نيز فرمود: «&amp;#8230; و ما تنفقون إلّا ابتغاء وجه الله&amp;#8230;»؛(البقره، 272) يعني: وجزبراي طلب خشنودي خداوند انفاق مکنيد. اثر ديگر، آن است که عمل صالح صلاحيت براي اجر و پاداش را دارد، چنانکه فرمود: «&amp;#8230; ثواب الله خير لمن ءامن و عمل صالحاً&amp;#8230;»؛(القصص، 80) يعني:براي کساني که ايمان آورده اند و کارشايسته کرده اند،پاداش خدا بهتراست. اثر ديگرش آن است که عمل صالح کلمه ي طيب را بالا مي برد. چنانکه فرمود: «&amp;#8230; إليه يصعد الکلم الطيّب والعمل الصالح يرفعه&amp;#8230;»؛ (الفاطر، 10) مراد از کلم الطيب عقايد حق از قبيل توحيد است ومرا ازصعود آن تقربش به خداي تعالي است و مراد از عمل صالح هرعملي است که طبق عقايد حق صادر شود و با آن سازگار باشد.(طباطبايي، 1374ش، ج 1، ص 458) &lt;br /&gt;صاحب تفسير روح المعاني مي نويسد:صلاح در اصل لغت ضد فساد است و به واسطه کثرت استعمال به هرعملي که شريعت آن را جايز دانسته و به نيکي از آن &lt;br /&gt;ياد کرده است،اطلاق مي گردد. (آلوسي، بي تا، ج 1، ص 201؛ بيضاوي، 1416ق، ج 1، ص 23) قرطبي صالحات را هر قول و فعلي مي داند که آثارش درآخرت براي صاحبش باقي خواهد ماند.(قرطبي، 1372ق، ج 10، ص 414)&lt;br /&gt;از آنچه نقل گرديد چنين برمي آيد که مفسران مزبور وسعتي براي مفهوم عمل صالح قائل اند که به سختي مي توان تمايز آن را با افعال خيرو حسن درک کرد. لکن برخي از مفسران متقدم دقيق تر به اين موضوع پرداخته اند. شيخ طوسي در تعريف اعمال صلاح مي نويسد: اعمال صالح اعمالي است که خداوند به آن امرکرده و پيامبرانش را براي ابلاغ آنها برانگيخته و فرستاده است. (طوسي، 1409ق، ج 3، ص 405) ابن کثير نيز درتعبيري نزديک به آن مي نويسد:اعمال صالح اعمالي است که به واسطه ي مطابقت آن با شريعت محمدي (ص) موجب خشنودي خداوند متعال مي گردد. (ابن کثير، 1401ق، ج 3، ص 140) طبرسي درتفسير آيه 42 از سوره ي اعراف مي نويسد:مراد از صالحات اعمالي است که خداوند واجب کرده و بندگان خود را به انجام آن فرا خوانده است. (طبرسي، بي تا، ج 4، ص 248؛فرات کوفي، 1410ق، ص 607) &lt;br /&gt;دقتي که در تفاسير متقدم مشاهده مي شود آن است که به بعد شرعي اعمال صالح توجه کرده اند. يعني همان نتيجه اي که در مبحث پيشين از تدبر درآيات مربوطه حاصل شد.&lt;br /&gt;مصاديق عمل صالح &lt;br /&gt;ازتدبردرآيات چنين برمي آيد که قرآن کريم بيش از آنکه به تبيين مستقيم واژگان کليدي پرداخته باشد،از رهگذر بيان مصاديق،مخاطب را به مراد خود نزديک مي سازد نمونه ي بارز آن «تقوي» است که با ذکر مصاديق تقوي و ويژگي هاي رفتاري فرد متقي مخاطب را به طورعيني به مراد از اين واژه کليدي رهنمون مي سازد. (البقره، 177) پي گيري اين روش در موضوع مورد بحث نيز به روشن شدن مفهوم قرآني آن کمک مي نمايد. &lt;br /&gt;1.در قرآن کريم &lt;br /&gt;در سوره والعصر دو مصداق از مصاديق عمل صالح ذکر گرديده است عبارتند از:تواصي به حق و تواصي به صبر. با توجه به اينکه «الصالحات» دراين سوره جمعي است که با «ال» ذکرشده است، دلالت بر استغراق و عموميت مي نمايد. يعني شامل همه ي اعمال صالح مي گردد. ذکر دومصداق از مصاديق اعمال صالح پس از آن در اصطلاح ادبي ذکرخاص پس از عام است که هنگامي به کارمي رود که گوينده اهتمام و عنايت ويژه اي به موارد خاص داشته باشد. (طباطبايي، 1374ش، ج 20، ص 610) &lt;br /&gt;در آيه ي 82 از سوره ي بقره مي فرمايد:«والذين ءامنوا و عملوا الصالحات أولئک أصحاب الجنه هم فيها خالدون». در آيه 83 به برخي از مصاديق اعمال صالح مي پردازد که عبارتند از:عبادت خدا،احسان به والدين،خويشان، يتيمان و مسکينان، به نيکي با مردمان سخن گفتن،اقامه ي نماز و پرداخت زکات. از آيه «وأنفقوا من مّا رزقناکم من قبل أن يأتي أحدکم الموت فيقول رب لولا آخّرتني إلي أجلٍ قريب فأصدق و أکن من الصالحين». (المنافقون، 10) استفاده مي شود که صدقه دادن از مصاديق اعمال صالح و يکي از نشانه هاي انسان صالح است. (ايزتسو، 1378ش، ص 419) &lt;br /&gt;درآيه: «إنّ الذين ءامنوا وعملوا الصالحات و أقاموا الصلوه و ءاتوا لزکوه لهم أجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون»؛(البقره، 277) با توجه به عطف اقامه نماز و پرداخت زکات به صالحات که داري «ال» است و استغراق و عموميت را مي رساند،شرافت و اهميت اين دو عمل از مصاديق اعمال صالح فهميده مي شود.(کاشاني، 1344ش، ج 2، ص 144)&lt;br /&gt;درآيه:«ما کان لإهل المدينه و من حولهم من الاعراب أن يتخلفوا عن رسول الله و لا يرغبوا بأنفسهم عن نفسيه ذلک بأنهم لا يصيبهم ظمأ و لا نصب و لا مخمصه في سبيل الله و لا يطئون موطئاً يغيظ الکفار و لا ينالون من عدوٍ نيلاً إلّا کتب لهم به عمل صالح إنّ الله لا يضيع أجر المحسنين»؛ (التوبه، 120) يعني:اهل مدينه و باديه نشينان اطرافش هرگز نبايد از فرمان پيامبرتخلف کنند و هرگز نبايد برخلاف ميل او ميلي از خود اظهار نمايند تا آنکه درمقابل اطاعتشان هيچ رنج تشنگي و خستگي در راه خدا نکشند و هيج قدمي که کفار را خشمگين کند برندارند و هيچ دستبردي به دشمنان نرسانند،جز آنکه در مقابل هر يک از اين رنج ها عمل صالحي درنامه ي اعمالشان نوشته شود؛که خدا هرگز اجر نيکوکاران را ضايع نخواهد کرد. در اين آيه شريفه به روشني جهاد و تحمل سختي هاي آن از مصاديق بارزعمل صالح معرفي شده است. &lt;br /&gt;درآيات متعددي نظيرآيه 7 سوره عنکبوت و 15 سوره احقاف، احسان به والدين از مصاديق عمل صالح ذکر گرديده است. نيز درآيه 57 سوره نساء،اداء امانت و اطاعت از پيامبرخدا واولي الامر از مصايق عمل صالح به شمار آمده است. مودّت اهل بيت پيامبراکرم (ص) نيز از ديگر مصاديق بارزعمل صالح است که از آيه 23 سوره شوري استفاده مي شود. &lt;br /&gt;2. درروايات تفسيري &lt;br /&gt;بيشترين روايات تفسيري در بيان مصاديق اعمال صالح ذيل آيات 46 از سوره ي کهف و 76 از سوره مريم در بيان الباقيات الصالحات، نقل گرديده است. از امام صادق (ع) در تفسيرآيه «&amp;#8230; الّا الذين ءامنوا و عملوا الصالحات&amp;#8230;». (والعصر، 3) نقل شده است که فرمود:مراد ازاعمال صالح مواسات و کمک و همدردي با برادران ديني است. (بحراني، 1415ق، ج 5، ص 504) از آن حضرت نقل شده است که فرمود:عمل صالح آن است که ولايت ديگران را همراه با ولايت آل محمد (ص) نپذيرند. (قمي، 1367ق، ج 2، ص 27) همچنين ازآن بزرگوارنقل شده است که درتفسير الباقيات الصالحات فرمود:الباقيات الصالحات برخاستن براي عبادت در پايان شب و دعا کردن سحرگاهان است. (قطب راوندي، 1405ق، ج 1، ص 129) &lt;br /&gt;3. دراقوال صحابه &lt;br /&gt;اگرچه اقوال صحابه از نظر انديشمندان اماميه حکم احاديث نبوي را ندارد و اصالتاً فاقد حجيت مي باشند،لکن ازاين منظر که ايشان شاهد نزول وحي بوده اند و به شرف مصاحبت حضرت رسول (ص) نائل آمده اند،تلقي ايشان از يک آيه تا حدي مي تواند به عنوان يکي ازقراين تفسيرآيه مورد استناد واقع شود. &lt;br /&gt;درنقلي ازابن عباس،چنين گزارش شده است که وي عمل صالح را اداي فرائض دانسته است. (شرباصي، 1407ق، ج 3، ص 102) تقوي (طبرسي، بي تا، ج 4، ص 632) طاعت الهي (حسکاني،1411ق، ص 172) و نمازهاي پنجگانه &lt;br /&gt;(سيوطي، 1993م، ج 5، ص 399) از ديگر مصاديقي است که براي عمل صالح ازابن عباس نقل گرديده است. &lt;br /&gt;معاذبن جبل عمل صالح را عملي مي دانسته که توأم با علم، نيت،صبر و اخلاص باشد و سهل بن عبدالله مراد از عمل صالح را عملي که موافق با سنت باشد،مي دانسته است. (عياشي،بي تا، ص 375)&lt;br /&gt;واژگان مرتبط با با عمل صالح &lt;br /&gt;با معني شناسي واژگان کليدي قرآن و تبيين حوزه هاي معنايي آنهاست که مي توان به جهان بيني قرآن کريم پي برد. (ايزتسو، 1373ش، ص 4) از آنجا که ارتباط يک واژه با واژگان قريب المعني و متضاد نقش تعيين کننده اي در تبيين حوزه هاي معنايي آن واژه دارد،دراين مبحث برآنيم تا به ارتباط «عمل صالح» با عمل خير و حسن و سيئ بپردازيم. &lt;br /&gt;1. عمل خير &lt;br /&gt;«خير» داراي معناي گسترده اي است که شامل هرچيز که به نوعي داراي سود و ارزش دنيوي يا اخروي است،مي گردد. (رازي، 1415ق، ص 108) در برخي از آيات قرآن کريم اين واژه درمعناي «مال و دارايي» به کاررفته است. به عنوان نمونه مي توان به آيه ي ذيل اشاره کرد:&lt;br /&gt;«کتب عليکم إذا حضرأحدکم الموت أن ترک خيراً الوصيه للوالدين والأقربين بالمعروف حقاً علي المتقين»؛(بقره، 180) يعني:برشما مقررشده است که چون مرگ يکي از شما فرا رسد،اگر مالي بر جاي گذارد،براي پدر ومادر و خويشاوندان خود به طورپسنديده وصيت کند. اين حقي بر پرهيزگاران است. (3) از اين آيات چنين برمي آيد که «خير» به منافع دنيوي اطلاق مي گردد و ازاين لحاظ اعم مطلق از «صالح» است.اين بدان معناست که گاه با صالح مساوق مي گردد،مانند ذيل آيه 215 از سوره بقره:«يسئلونک ماذا ينفقون قل ما أنفقتم من خير فللولدين والاقربين واليتمي و المساکين وابن السبيل و ما تفعلوا من خيرفإن الله به عليم».«خير» در صدرآيه به معناي مال و دارايي است که بدان اشاره شد،لکن در ذيل آيه مساوق با عمل صالح به کاررفته است. (ايزتسو، 1378ش، ص 446) علامه&lt;br /&gt;طباطبايي «خيرات» درآيه «فأستبقواالخيرات» (مائده، 48) را به معناي مطلق اعمال صالح اعم از عبادت،انفاق، رفع نياز مردم و مانند آن مي داند،لکن استعمال اين واژه را بيشتر در خيرات مالي دانسته اند. (طباطبايي،1374ش، ج 3، ص 597).&lt;br /&gt;2. عمل حسن &lt;br /&gt;حسن به معناي نيکو و ضد قبيح است. (جوهري، 1407ق، ج 5، ص 2099) به هر چيزي که احساس خوش و رضايتمندي را در انسان برمي انگيزد اطلاق مي شود.&lt;br /&gt;در آيه ي ذيل «حسن» به معناي «لذيذ» به کار رفته است: «و من ثمرات النّخيل والأعناب تتّخذون منه سکراً و رزقاً حسناً وانّ في ذلک لآيهً لقومٍ يعقلون»؛(النحل، 67) يعني: و از ميوه ي درختان خرما و انگور باده ي مست کننده و خوراکي لذيذ براي خود تهيه مي کنيد. به راستي در اينها براي مردماني که اهل خرد ورزي اند،نشانه اي است. گاه اين واژه در قرآن به معناي تندرست و زيبا به کار رفته است. مانند آيه:«فتقبّلها ربّها بقبولٍ حسن و أنبتها نباتاً حسناً&amp;#8230;»؛(آل عمران، 37) يعني: پس پروردگارش او را به خوبي پذيرفت و او را به زيبابي و تندرستي بار آورد. &lt;br /&gt;اين آيات بيانگرآن است که «حسن» از دايره ي معنايي گسترده تري نسبت به «صالح» برخوردار است. اما درآيات متعدد در معنايي بسيار نزديک با عمل صالح به کار رفته است. مانند: «إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصالحات إنّا لا نضيع أجر من أحسن عملا». (کهف، 30) استعمال عمل حسن به دنبال عمل صالح در سياقي واحد به خوبي ادعاي پيشين را اثبات مي نمايد، لکن برتري عمل صالح از برخي آيات قابل فهم است چنانکه فرمود: «&amp;#8230;والذين ءامنوا و عملوا الصالحات في روضات الجنات لهم مّا يشاءون عند ربّهم ذلک هو الفضل الکبير&amp;#8230; و من يقترف حسنه نّزد له فيها حسناً إنّ الله عفورشکور»؛(الشوري، 22 و 23) آيه 22حاکي ازمقام بسيار شامخ مؤمناني است که اعمال صالح به جا آورده اند. اين مقام از تعابير «روضات الجنات»، «لهم ما يشاؤون»، «عند ربهم» و «الفضل الکبير» کاملاً درک مي شود. لکن در آيه 23 که در مقام بيان حال صاحبان حسنه است از هيچ يک از وعده هاي &lt;br /&gt;پيشين خبري نيست،بلکه وعده ي زيادت حسنات و غفران و آمرزش درآن مطرح است که حاکي از همراه بودن حسنات يا سيئات است. &lt;br /&gt;3.عمل سيّئ &lt;br /&gt;دربرخي آيات «عمل صالح» درتضاد با «عمل سيّي» به کار رفته است مانند:«أم حسب الذين اجترحوا لسّيئات أن نجعلهم کالذين ءامنوا و عملوا الصالحات سواء مّحياهم و مماتهم ساء ما يحکمون»؛(الجاثيه، 21) آيا کساني که مرتکب بدي ها شده اند پنداشته اند که آنان را مانند کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده اند،قرار خواهيم داد؟ زندگي ومرگشان يکسان است؟ چه بد داوري مي کنند &lt;br /&gt;«سيّئه» متضاد «حسنه» است و چنانچه درباره ي گستردگي مفهوم حسن و حسنه بيان شد،سيّئه نيز از مفهومي گسترده برخورداراست. يکي از معاني سيئه درقرآن کريم مصيبت و بلااست.چنانکه فرمود: «و إن تصيبهم سيئه يطيّروا بموسي و من معه&amp;#8230;»؛(الاعراف، 131) اگر دچاربلا و مصيبتي گردند، به موسي و همراهانش شگون بد مي زنند. &lt;br /&gt;و معني ديگرآن معصيت و نافرماني است.چنانکه فرمود: «والذين کسبوا السيّئات جزاء سيئه بمثلها»؛(يونس، 27) کساني که مرتکب معصيت و نافرماني شده اند جزاي بدي مانند اعمالشان خواهند داشت. مصاديق عمل سيئي که از مصاديق اعمال غيرصالح محسوب مي شود عبارت است از: فساد کردن، (ص،28) ستم کردن، (السجده، 12) قتل، زنا و پيروي از شهوات،(الفرقان، 63-70) و ضايع کردن نماز (مريم؛ 60).&lt;br /&gt;رابطه ي عمل صالح با ايمان &lt;br /&gt;بيش از پنجاه بار در قرآن کريم عبارت «الذين ءامنوا و عملواالصالحات» تکرار شده است. با توجه به آنچه از مفهوم عمل صالح بيان شد،ارتباط بسيار نزديک آن با ايمان روشن مي شود. اگر عمل صالح، عمل به دستوراتي است که درمتن دين به آنها فرمان داده شده است،صدور چنين عملي از کسي ممکن نيست مگرآنکه همراه با ايمان و اعتقاد به حقانيت آن دين باشد. اما بايد دانست بين ايمان و عمل صالح رابطه اي متقابل برقرار است. يعني اگرچه ايمان منشأ عمل صالح است،لکن عمل صالح نيزموجب تقويت ايمان و بالا رفتن درجه ي آن مي گردد. چنانکه عکس آن نيزصادق است. يعني عمل غيرصالح از درجه ي ايمان مي کاهد به گونه اي که ممکن است ايمان را از انسان سلب نمايد. چنانکه فرمود: ثم کان عاقبه الذين أساؤا السّؤاي أن کذّبوا بآيات الله و کانوا بها يستهزءون»؛(الروم، 10) يعني:فرجام کساني که بدي کردند آن شد که آيات خدا را تکذيب نمودند و آنها را مسخره کردند. &lt;br /&gt;همچنين فرمود: «إنّما المؤمنون الذين ءامنوا بالله و رسوله ثم لم يرتابوا و جاهدوا بأموالهم و أنفسهم في سبيل الله أولئک هم الصادقون»؛(الحجرات، 15) درحقيقت مؤمنان کساني اند که به خدا و پيامبر او گرويده و پس از آن دچار شک و ترديد نگرديده اند و با مال و جان خود در راه خدا جهاد کرده اند. ايشانند که راست کردارند. براساس اين آيه مؤمن به کسي اطلاق مي گردد که با جان و مال در راه خدا جهاد کند. يعني جهاد با جان و مال که از بارزترين مصاديق اعمال صالح است از لوازم قطعي ايمان شمرده شده است. آيه ي ديگري که به خوبي نقش عمل صالح را در ايمان معرفي مي نمايد عبارت است از: «إنّما المؤمنون الذين إذا ذکر الله و جلت قلوبهم و إذا تليت عليهم ءاياته زادتهم أيماناً و علي ربهم يتوکلون»؛ (انفال، 2) مؤمنان حقيقي کساني اند که چون خدا ياد شود دل هايشان بترسد و چون آيات او برآنان خوانده شود برايمانشان بيافزايد و بر پروردگارخود توکل مي کنند. ازاين آيه شريفه به روشني فهميده مي شود که مؤمن راستين تنها در عرصه ي عمل است که شناخته مي شود و بدون تأثير نمايان ايمان در رفتار و سلوک عملي، ايمان راستين وي محل ترديد است. البته اين بدان معني نيست که عمل صالح جزء حقيقت ايمان باشد لکن از لوازم لاينفک ايمان محسوب مي شود. &lt;br /&gt;درآيات فراواني عمل صالح به ايمان عطف گرديده است مانند: «و من يعمل من الصالحات من ذکرٍ أو أُنثي و هو مؤمن&amp;#8230;»؛ (النساء، 124) «&amp;#8230;إليه يصعد الکلم الطيّب و العمل الصالح يرقعه&amp;#8230;»؛ (الفاطر، 10) اين آيه يکي از آياتي است که رابطه ي ايمان و عمل صالح را به خوبي بيان کرده است. علامه طباطبايي در تفسير اين آيه مي نويسد: مراد از کلم طيّب عقايد حقي است که انسان اعتقاد به آن را زيربناي اعمال خود قرار مي دهد و قدر متيقن از چنين عقايد کلمه ي توحيد است که برگشت سايراعتقادات حق نيز به آن است. وقتي ايمان و اعتقاد حق و صادق بود قهراً عمل صاحبش هم آن را تصديق مي کند. يعني عملي که از او سر مي زند مطابق با آن عقايد است&amp;#8230;هرچه عمل تکرار شود اعتقاد راسخ تر و روشن تر و تأثيرش قوي تر مي گردد. پس عمل صالح عملي است که سزاوار است مورد قبول خدا واقع شود.چون مهر ذلت عبوديت و اخلاص برآن خورده و چنين عملي اعتقاد حق را در مؤثر گشتن،يعني در صعود به سوي خدا کمک مي کند. پس عمل صالح کلم طيب را بالا مي برد و به عبارت ديگر به صعود آن کمک مي کند. (طباطبايي، 1374ش، ج 17، ص 29 و 30) &lt;br /&gt;در روايات نيز به چنين ارتباط تنگاتنگ و دوسويه اي اشاره شده است چنانکه ازپيامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرمودند: «الايمان و العمل قرينان لا يصلح کل واحد منها إلا مع صاحبه»؛(رستگارجويباري، 1377ض، ص 277) يعني ايمان و عمل قرين يکديگرند که هيچ يک ازاين دو بدون هم نشينش، صحيح و کامل نخواهد بود. &lt;br /&gt;آثار عمل صالح&lt;br /&gt;شناخت آثار هر پديده اي در شناخت بهتر آن تأثير انکارناپذيري دارد. علاوه بر آنکه در دستورهاي تربيتي و اخلاقي شناخت آثار مثبت آنها از مهمترين مشوق ها براي مخاطبان محسوب مي گردد. عمل صالح نيز از اين قاعده مستثني نيست. در آيات فراواني آثار خير و برکت عمل صالح ذکر شده که در اين مبحث به مهمترين آنها مي پردازيم:&lt;br /&gt;1. بخشش گناهان &lt;br /&gt;«والذين ءامنوا و عملوالصالحات لنکفّرن عنهم سيئاتهم&amp;#8230;»؛ (عنکبوت، 7) کساني که ايمان آورده اند و اعمال صالح انجام داده اند،قطعاً گناهانشان را مي پوشانيم&amp;#8230; .&lt;br /&gt;دراين آيه شريفه «لنکفّرن» ازنظر ادبي جواب قسم محذوف است که با لام و نون تأکيد ثقيله همراه شده است و هر سه (قسم، لام ونون تأکيد) قطعيت &lt;br /&gt;تکفيرسيئات، يعني پوشش . محو بدي ها و گناهان را افاده مي کند. اما ازاين وعده بالاتر وعده اي است که حق تعالي به تبديل گناهان توبه کنندگان و مؤمناني که اعمال صالح انجام مي دهند به حسنات داده است. &lt;br /&gt;«إلّا من تاب وءامن و عمل عملاً صالحاً فأولئک يبدّل الله سيئاتهم حسناتٍ و کان الله غفوراً رّحيما»؛(الفرقان، 70) يعني: مگرکساني که توبه کنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند که خداوند گناهانشان را به حسنات تبديل خواهد نمود خداوند آمرزنده و مهربان است. &lt;br /&gt;2. حيات طيبه &lt;br /&gt;«من عمل صالحاً من ذکرٍ أو أُنثي و هو مؤمن فلنحيينه حياه طيبه&amp;#8230;»؛(النحل، 97) يعني: هر کسي عمل صالح انجام دهد چه مرد و چه زن اگر با ايمان باشد قطعاً او را به زندگي پاکيزه اي زنده خواهيم کرد. علامه طباطبايي در تفسير «حيات طيبه» مي فرمايد: حيات به معني به چيزي جان دادن است. پس اين جمله به صراحت دلالت دارد بر اينکه خداي تعالي مؤمني که عمل صالح انجام دهد را به حيات جديد غير از آن حياتي که به ديگران داده،زنده مي کند. مراد اين نيست که حياتش را تغيير مي دهد و مثلاً حيات خبيث او را به حيات طيّبي مبدل مي کند که اصل حيات همان حيات عمومي است، با اين تفاوت که صفتش را تغيير داده است.زيرا اگر مقصود اين بود، کافي بود بفرمايد: ما حيات او را طيب مي کنيم. اما چنين نفرمود:بلکه فرمود: ما او را به حيات طيب زنده مي سازيم&amp;#8230; پس معلوم مي شود خداوند حياتي ابتدايي و جداگانه و جديد به او افاضه مي فرمايد. (طباطبايي، 1374ش، ج 12، ص 492) &lt;br /&gt;3. محبوب شدن در دل ها &lt;br /&gt;«إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرّحمن ودّا»؛ (مريم، 96) يعني:به راستي کساني که ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند خداي رحمان ايشان را محبوب ديگران مي گرداند. &lt;br /&gt;ازآنجا که دراين آيه قيدي وجود ندارد که تعيين کند اين محبوبيت نزد چه کساني است و يا اين امر در دنيا واقع مي شود يا درآخرت،اطلاق آيه دلالت براين دارد که مراد محبوبيت نزد همگان و دردنيا و آخرت است. &lt;br /&gt;4. خلافت در زمين &lt;br /&gt;«وعد الله الذين ءامنوا منکم و عملوا الصالحات ليستخلفنّهم في الأرض کما الستخلف الذين من قبلهم&amp;#8230;». (نور، 55) دراين آيه خداوند متعال به مؤمنان که اعمال صالح انجام مي دهند وعده داده است که به يقين ايشان را جانشينان خود در زمين گرداند؛ چنانچه با مؤمنان صالح از امت هاي گذشته چنين کرد&amp;#8230;&lt;br /&gt;چنانکه صاحب الميزان فرموده مراد از خلافت در زمين ممکن است خلافتي الهي نظير آدم، داود و سليمان (عليهم السلام) باشد و ممکن است مراد ارث دادن زمين به ايشان و مسلط کردن ايشان بر زمين باشد. چنانکه فرمود: «إنّ الارض يرثها عبادي الصالحون». (طباطبايي، 1374ش، ج 15، ص 210) &lt;br /&gt;5. استجابت دعا &lt;br /&gt;« ويستجيب الذين ءامنوا و عملوا الصالحات و يزيدهم من فضله&amp;#8230;»؛ (الشوري، 26) خداوند متعال وعده داده است که دعاي کساني را که ايمان آورده اند واعمال صالح انجام داده اند را مستجاب فرموده و از فضل خود برايشان بيافزايد. &lt;br /&gt;مراد ازاستجابت، اجابت دعاست و چون عبادت خود نوعي دعوت و خواندن خداوند متعال است، لذا خداوند از قبول عبادت آنان به استجابت تعبير فرمود. به دليل آنکه در ادامه فرمود: «ويزيدهم من فضله» چون ظاهراين جمله آن است که مراد از زيادتر کردن فضل خدا،زياد کردن ثواب باشد و نيز از اينکه در مقابل استجابت مؤمنين فرمود: و کافران عذابي شديد خواهند داشت.(طباطبايي، 1374ش، ج 18، ص 73) &lt;br /&gt;6. امنيت از ترس هاي قيامت &lt;br /&gt;«و من يعمل من الصاحلات و هو مؤمن فلايخاف ظلماً و لا هضماً»؛(طه، 112) کساني که مؤمن اند و اعمال صالح انجام مي دهند نه از ستم و نه از نقصان ثواب و حسنات هراسي نخواهند داشت. هضم به معناي نقصان در ثواب و حسنات است. (طوسي، 1409ق، ج 7، ص 212) &lt;br /&gt;7. پاداش مضاعف &lt;br /&gt;«&amp;#8230; ألّا من ءامن و عمل صالحاً فأولئک لهم جزاء الضعف بما عملوا&amp;#8230;»؛(سبأ، 37) &amp;#8230; مگر کساني که ايمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند،پس براي ايشان درمقابل آنچه انجام داده اند پاداش مضاعف خواهد بود.&lt;br /&gt;8. پاداش جاودان &lt;br /&gt;«ألاالذين ءامنوا و عملواالصالحات فلهم أجرغيرممنون»؛ (التين، 6) «ممنون» از ماده «من» به معني قطع يا نقص است. بنابراين «غيرممنون» يعني پيوسته و بدون نقص. احتمال ديگر در اين تعبيرآن است که دراين اجر و پاداش هيچ گونه منتي بر ايشان گذاشته نمي شود. برخي از مفسران نيز آن را «غيرمعدود» يعني به معناي آيه «يرزقون فيها بغير حساب» دانسته اند. (طوسي، 1409ق، ج 10، ص 376) &lt;br /&gt;مقتضيات عمل صالح &lt;br /&gt;مراد از مقتضيات عمل صالح همه ي اموري است که به نوعي زمينه صدور عمل صالح را مهيا مي سازد. بديهي است که هر چه مقدمات تحقق يک موضوع آماده تر باشد، امکان تحقق آن بيشترخواهد بود. دراين مبحث مهمترين مقتضيات عمل صالح براساس آيات قرآن کريم مطرح خواهد شد. &lt;br /&gt;1.ياد خدا &lt;br /&gt;«وهم يصطرخون فيها ربّنا أخرجنا نعمل صالحاً غيرالذي کنّا نعمل أولم نعمّرکم ما يتذکّر فيه من تذکّر و جاءکم النّذير فذوقوا فما للظالمين من نصير»؛ (فاطر، 37) دوزخيان آرزو مي کنند که به دنيا باز گردند و عمل صالح انجام دهند. به ايشان خطاب مي شود مگربه شما مهلت عمر داده نشد که براي کسي که مي خواست ياد خدا کند و متذکر گردد کافي بود؟ از اين آيه فهميده مي شود که ياد خدا و يادآوري حقايق زمينه ساز عمل صالح است. چنانکه به صراحت درآيه ذيل از اين عامل ياد شده است: «إلا الذين ءامنوا و عملوا الصالحات و ذکروا الله&amp;#8230;»؛(شعرا، 227) يعني:مگر کساني که ايمان آوردند و اعمال صالح به جا آوردند و خدا را ياد کردند&amp;#8230;.&lt;br /&gt;2. توبه &lt;br /&gt;توبه که به معني بازگشت به سوي خداست از مهمترين مقدمات گرايش مؤمن به سوي اعمال صالح است. چنانکه فرمود: «ألّا من تاب و ءامن و عمل عملاً صالحاً فأولئک يبدل الله سيئاتهم حسنات و کان الله غفوراً رحيما»؛ (فرقان، 70) يعني: مگر کساني که توبه کنند و ايمان آورند و عمل صالح به جا آورند، پس خداوند گناهان ايشان را به حسنات تبديل خواهد کرد و خداوند آمرزنده ي مهربان است. «و من تاب و عمل صالحاً فأنّه يتوب إلي الله متاباً»؛ (فرقان، 71) يعني: و هرکس توبه کند و عمل صالح انجام دهد،به راستي چنين کسي به سوي خدا بازگشته است. «إلا الذين تابوا من بعد ذلک و أصلحوا فإن الله غفور رّحيم»؛(آل عمران، 89) &lt;br /&gt;3. صبر &lt;br /&gt;از آنجا که انجام اعمال صالح با مشقت و سختي همراه است، توفيق انجام عمل صالح نيازمند شکيبايي در برابر سختي مخالفت با نفس است. اين مطلب ازچند آيه به دست مي آيد که به برخي از آنها اشاره مي شود: «إلا الذين صبروا و عملوا الصالحات أُولئک لهم مغفره و أجرکبير»؛(هود، 11) يعني: مگر آنانکه شکيبايي کردند و اعمال صالح به جاي آوردند، آمرزش و پاداش بزرگ از آن ايشان است. &lt;br /&gt;«وقال الذين أُوتوا العلم ويلکم ثواب الله خير لمن ءامن و عمل صالحاً و لا يلقاها ألّا الصابرون»؛(قصص، 80) يعني:کساني که به ايشان علم داده شده بود گفتند: واي بر شما پاداش خدا براي کساني که ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند بهتر است و جز صابران موفق به عمل صالح نمي گردند. (خوشدل، 1382ش، ص 86) &lt;br /&gt;4.روزي حلال &lt;br /&gt;«يأيّها الرسل کلوا من طيّبات و اعلموا صالحاً»؛(مؤمنون، 51) يعني:اي پيامبران از روزي هاي حلال و پاکيزه بخوريد و عمل صالح انجام دهيد. اين آيه به روشني دلالت دارد که روزي حلال ياور مؤمن در انجام عمل صالح است. (شرباصي، 1407، ج 4، ص 211) &lt;br /&gt;موانع عمل صالح&lt;br /&gt;پس از بحث ازمقتضيات عمل صالح،طرح موانع انجام عمل صالح براي تکميل اين مبحث ضروري است. درخاتمه اين نوشتار به مهمترين موانع انجام عمل صالح مي پردازيم که از تقابل موارد ذيل با عمل صالح مانعيت هر يک فهميده مي شود: &lt;br /&gt;1. پيروي هواي نفس &lt;br /&gt;«فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصلاه واتّبعوا الشهوات فسوف يلقون غيّا إلّا من تاب وءامن و عمل صالحاً فاولئک يدخلون الجنه و لا يظلمون شيئا»؛ (مريم، 95 و 60) يعني: آنگاه پس ازآنان جانشيناني به جاي ماندند که نماز را تباه ساخته و ازهوس ها پيروي کردند و به زودي نتيجه ي گمراهي خود را خواهند يافت مگرآنانکه توبه کنند و ايمان آورده و کار شايسته انجام دادند که آنان به بهشت وارد شوند و ستمي برايشان نخواهد شد. &lt;br /&gt;2. استکبار &lt;br /&gt;«فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصالحات فيوفيهم أُجورهم و يزيدهم من فضله و أمّا الذين استنکفوا و استکبروا فيعذّبهم عذاباً أليما و لا يجدون لهم من دون الله ولياً و لا نصيراً»؛ (نساء، 173) يعني:اما کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند پاداششان را کامل خواهد داد و از فضل خود به ايشان افزون تر خواهد بخشيد و اما کساني که از پذيرش حق امتناع ورزيده و استکبار کرده اند، ايشان را به عذابي دردناک دچار مي سازد و در برابرخدا براي خود يار و ياوري نخواهند يافت. &lt;br /&gt;و نيز فرمود:«فأمّاالذين ءامنوا و عملوا الصالحات فيدخلهم ربّهم في رحمته ذلک هو الفوز المبين و أمّاالذين کفروا أفلم تکن ءاياتي تتلي عليکم فاستکبرتم و کنتم قوماً مجرمين»؛(جاثيه، 30و31) يعني:واما کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند، پس پروردگارشان آنان را در جوار رحمت خويش داخل گرداند.اين همان رستگاري آشکار است و اما کساني که کافر شدند به ايشان گفته مي شود:مگر آيات من بر شما خوانده نمي شد؟ اما شما استکبار کرده (از پذيرش آيات حق سر باززديد) و مردمي بدکار بوديد. &lt;br /&gt;3. شرک عبادي&lt;br /&gt;«&amp;#8230; فمن کان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملاً صالحاً و لا يشرک بعباده ربه أحدا»؛ (کهف، 110) يعني: هرکس به ملاقات پروردگارش اميد دارد پس بايد عمل شايسته انجام دهد و در عبادت احدي را شريک پروردگارش نگيرد. &lt;br /&gt;4.حب دنيا &lt;br /&gt;«و ما أموالکم و لا اولادکم بالّتي تقرّبکم عندنا زلفي ألّا من ءامن و عمل صالحاً فأولئک لهم جزاء الضعف بما عملوا و هم في الغرفات ءامنون»؛(سبأ، 37) يعني:دارايي ها و فرزندان شما چيزهايي که موجب تقرب شما به ما گردد نيست مگر کساني که ايمان آورند و عمل صالح به جا آورند. ايشانند که در برابر آنچه کرده اند پاداش مضاعف خواهند داشت و در غرفه هاي بهشتي ايمن خواهند بود. &lt;br /&gt;«&amp;#8230; قال الذين يريدون الحياه الدنيا يا ليت لنا مثل ما أُوتي قارون أنّه لذو حظٍ عظيم و قال الذين أُوتوا العلم ويلکم ثواب الله خير لمن ءامن و عمل صالحاً&amp;#8230;»؛ (قصص، 79و80) يعني: کساني که خواهان زندگي دنيا بودند،گفتند:کاش مانند آنچه به قارون داده شده به ما نيز داده مي شد. به راستي که وي بهره ي بزرگي از مال و مکنت دارد و کساني که علم به ايشان داده شده بود گفتند: واي بر شما براي کساني که ايمان آورده اند و عمل صالح انجام مي دهند پاداش الهي بهتر است. آيات 46 از سوره کهف و 11 سوره هود نيز مؤيد همين مطلب است. &lt;br /&gt;نتيجه &lt;br /&gt;1.«عمل صالح» به عملي اطلاق مي گردد که در متن دستورات شريعت بدان امرشده و توسط پيامبران به امت هايشان ابلاغ مي گردد و به همين دليل رابطه اي تنگاتنگ و متقابل با ايمان دارد. &lt;br /&gt;2. «عمل خير» و «عمل حسن» از حوزه ي مفهومي وسيعتري نسبت به «عمل صالح» برخوردارند و هر عملي که در منطق عقل و فطرت ارزشمند محسوب مي شود را شامل مي گردد. &lt;br /&gt;3. آثار مترتب بر عمل صالح عبارتند از: بخشش گناهان، حيات طيّبه، محبوب شدن در دلها، خلافت در زمين، مستجاب شدن دعا، امنيت از ترس هاي قيامت، پاداش مضاعف و جاودان. &lt;br /&gt;4. مقتضيات عمل صالح عبارتند از: ياد خدا، توبه، صبر، روزي حلال. &lt;br /&gt;5. موانع عمل صالح عبارتند از: پيروي هوي، استکبار، شرک عبادي و حب دنيا.&lt;br /&gt;پی نوشت ها :&lt;br /&gt;**دانشيار و عضو هيات علمي دانشگاه امام صادق (ع)&lt;br /&gt;1.براي آگاهي از نمونه هاي ديگر نک: تغابن، 10.9؛ حج، 56؛ انشقاق، 25؛ سجده، 12؛ سبأ، 37 و جاثيه، 30&lt;br /&gt;2. نک: فصلت، 44-46؛ لقمان، 7و8؛ کهف، 107.&lt;br /&gt;3. براي آگاهي از نمونه هاي ديگرنک: بقره، 272و274؛ عاديات، 8.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کتابنامه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;1. قرآن کريم &lt;br /&gt;2. آلوسي، محمود، (بي تا)، روح المعاني، بيروت: داراحياء التراث العربي. &lt;br /&gt;3. ابن فارس، (1404ق)، معجم مقاييس اللغه، به کوشش: عبدالسلام محمدهارون، قم:مکتب الاعلام الاسلامي.&lt;br /&gt;4. ابن منظور، (1405ق)، لسان العرب، قم: نشر ادب الحوزه.&lt;br /&gt;5. ابن کثير،ابوالفداء، (1401ق)، تفسر ابن کثير، بيروت: دارالفکر.&lt;br /&gt;6. ابوهلال عسکري، (1412ق)، فروق اللغات، قم: مؤسسه النشر الاسلامي، چاپ اول. &lt;br /&gt;7. ايزتسو،توشي هيکو، (1378ش)، مفاهيم اخلاقي ـ ديني در قرآن مجيد،ترجمه فريدون بدره اي، تهران: نشر فروزان، چاپ اول. &lt;br /&gt;8. &amp;#8212;&amp;#8212; (1373ش)، خدا و انسان در قرآن، ترجمه احمد آرام، تهران:دفترنشر فرهنگ اسلامي، چاپ سوم.&lt;br /&gt;9. بحراني، سيدهاشم، (1415)، البرهان في تفسيرالقرآن، تهران: بنياد بعثت، چاپ اول.&lt;br /&gt;10. بيضاوي، (1416)، تفسير البيضاوي، بيروت: دارالفکر.&lt;br /&gt;11. جوهري، اسماعيل بن حماد، (1407ق)، الصحاح، به کوشي: احمدعبدالغفورعطار،بيروت: دارالعلم للملايين، چاپ چهارم. &lt;br /&gt;12. حسکاني، (1411ق)، شواهدالتنزيل، بيروت: دارالفکر.&lt;br /&gt;13. خوشدل، حسين، (1382ش)، عمل صالح درقرآن، آثار، مقتضيات و موانع، پايان نامه ي کارشناسي ارشد در دانشگاه امام صادق (ع)به راهنمايي کامران ايزدي مبارکه.&lt;br /&gt;14. رازي، محمدبن ابي بکر، (1415ق)، مختار الصحاح، به کوشش:احمد شمس الدين،بيروت: دارلکتب العلميه، چاپ اول.&lt;br /&gt;15. راغب اصفهاني، (1998م)، المفردات في غريب القرآن، بيروت: دارالمعرفه، چاپ اول.&lt;br /&gt;16. رستگار جويباري، يعسوب الدين، (1377ش)، تفسير البصائر، قم: ناشر مؤلف، چاپ اول.&lt;br /&gt;17. سيوطي؛ جلال الدين، (1993م)، الدرالمنثور في التفسير بالمأثور،بيروت: دارالفکر، چاپ اول.&lt;br /&gt;18. شرباصي، احمد، (1407ق)، موسوعه ي اخلاق القرآن، بيروت: دارالرائد العربي، چاپ اول. &lt;br /&gt;19. شرتوني، سعيدالخوري، (1403ق)، اقرب الموارد في فصح العربيه و الشوارد، قم:کتابخانه آيت الله مرعشي نجفي. &lt;br /&gt;20. طباطبايي، محمدحسين، (1374)، الميزان في تفسيرالقرآن، دفترنشراسلامي، چاپ پنجم.&lt;br /&gt;21. طبرسي، فضل بن حسن، (بي تا)، مجمع البيان لعلوم القرآن، بيروت، دارالمعرفه. &lt;br /&gt;22.طوسي، محمدبن حسن، (1365ش)، تهذيب الأحکام، تهران: دارالکتب الاسلاميه، چاپ چهارم. &lt;br /&gt;23. &amp;#8212;&amp;#8211; (1409ق)، التبيان في تفسيرالقرآن، قم:مکتب الإعلام الاسلامي، چاپ اول.&lt;br /&gt;24. عياشي، (بي تا)، تفسيرالعياشي، به کوشش: سيد هاشم رسولي محلاتي،تهران: بي نا. &lt;br /&gt;25. فرات کوفي، (1410ق)، تفسير فرات کوفي، بي جا، مؤسسه چاپ و نشر، چاپ اول.&lt;br /&gt;26. قطب راوندي، (1405ق)، فقه القرآن، قم: کتابخانه آيت الله نجفي مرعشي. &lt;br /&gt;27. قمي، علي بن ابراهيم، (1367ش)، تفسير قمي، تهران: دارالکتب الاسلاميه، چاپ چهارم.&lt;br /&gt;28. قرطبي، محمدبن احمد، (1372ق)، تفسير قرطبي، قاهره: دارالشعب، چاپ دوم. &lt;br /&gt;29. کاشاني، فتح الله، (1344ش)، منهج الصادقين في الزام المخالفين، تهران: کتابفروشي اسلاميه، چاپ دوم.&lt;br /&gt;30. مصطفوي، حسن، (1360ش)، التحقيق في کلمات القرآن الکريم،تهران:بنگاه ترجمه و نشر کتاب. &lt;br /&gt;31. مکارم شيرازي،ناصروهمکاران (بي تا)،تفسيرنمونه، تهران:دارالکتب اسلاميه، چاپ بيست و دوم. &lt;br /&gt;منبع:نشريه مجموعه مقالات (قرآن و اخلاق )ج2&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://ashorayi.kowsarblog.ir/عمل-صالح-از-منظر-قران&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://ashorayi.kowsarblog.ir/عمل-صالح-از-منظر-قران</link>
							</item>
				<item>
			<title>ماراتن اسم های عجیب و غریب از کودکان دیروزی تا کودکان امروزی</title>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000; font-size: 18pt;&quot;&gt;درحالی که انتخاب نام مناسب برای فرزند شناسنامه فرهنگی والدین و نشانه سلیقه سالم خانواده است، این روزها شاهد نامهایی بر کودکانیم که نه تنها مفهومی ندارند حتی تلفظ آنها هم کار سختی است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آفتاب دل، اولین هدیه وعطای هریک از شما به فرزندتان , نام نیکو و اسم خوب و زیبایی است که به او اختصاص می دهید .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;انتخاب نام مناسب برای فرزندان ، شناسنامه فرهنگی – اعتقادی پدر و مادر است. نام نیکوی فرزند گواه سلیقه ی سالم خانواده و دور اندیشی و سلامت و حسن انتخاب آنان است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;توجه به معنای نام کودک بسیار مهم است. بعضی اسامی معنی خوبی ندارند و خانواده ها با نا آگاهی این اسامی را روی فرزندانشان می گذارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;این روزها بعضی از والدین ترجیح شان این است که اسم بچه شان را یک نام خاص بگذارند. برای همین سازمان ثبت احوال پر شده از اسامی که شبیه هیچ اسم دیگری نیستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;اسامی که خانواده های ایرانی برای فرزندان خود انتخاب می کنند، با توجه به نوع خانواده ها ریشه های متفاوتی دارد. بیشتر خانواده ها به دنبال نامهای اصیل ایرانی هستند. بعضی خانواده ها هم به اسامی عربی و مذهبی علاقه دارند. همچنین در اسامی ایرانیان نامهایی با ریشه ترکی، کردی، عبری، اَوستایی، پهلوی، لاتین، انگلیسی، ارمنی، هندی، یونانی و&amp;#8230; نیز به چشم می خورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;اگر در دهه 70 محمد ها وکورش ها زیاد بودند و در دهه 80 پارساها و ایلیاها، در این سال ها نوبت به پادرا و هیراد و رشان و &amp;#8230; رسیده است. ظهور این جریان در سال های اخیر موجب شده که مردم در نامگذاری به دنبال واژه های جدید باشند، واژه هایی که قبلا خیلی مورد استفاده قرار نمی گرفته و به دلایلی بخشی از والدین علاقه دارند که از این اسامی برای فرزندانشان استفاده کنند. این نوع نام ها را در سازمان ثبت احوال اسم های نو پدید می گویند که از چند منبع وارد پروسه نامگذاری شده اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;به گفته کارشناسان ثبت احوال، در میان اسامی نامناسب نام ها در ایران، نام‌هایی به چشم می‌خورد که در میان بعضی از قبایل و روستاها به مناسبت‌هایی برای دختران و پسران در نظر گرفته شده است. به عنوان مثال وقتی در میان یک خانواده چند دختر پیاپی از مادری زاده می‌شدند، نام آخرین فرزند را «دختربس» انتخاب می‌کردند تا بنابر باور عمومی‌شان، تولد نوزاد دختر متوقف شود و مادر از آن پس فرزند «پسر» به دنیا بیاورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با دقت بیشتر متوجه می‌شوید که اغلب مراجعه‌کنندگان این چنینی به دفاتر ثبت احوال یا پسران و دختران جوان هستند یا کسانی‌که در شرکت و محل کارشان سمتی دارند و می‌خواهند اسم بهتری داشته باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید در میان فامیل یا دوستان دیده باشیم که دختر و پسری دو اسمه هستند و خودشان اصرار دارند اسم شناسنامه‌ای‌شان را کسی نداند. کارشناسان بر این باورند که پدر و مادرها باید اسم‌هایی انتخاب کنند که باعث سرخوردگی بچه‌هایشان در محیط‌های اجتماعی نشود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;البته در ثبت احوال که اسم‌گذاری تنها یک بخش از وظایفش است، هر اسمی تغییر پیدا نمی‌کند و گاهی متقاضیان باید از دادگاه حکم بگیرند.نخستین کاری که ثبت احوال انجام می‌دهد صدور شناسنامه است. ولادت هر طفل در ایران اعم از اینکه پدر و مادر طفل ایرانی یا خارجی باشد باید به سازمان ثبت احوال کشور اعلام شود و برای کودک نام انتخاب و شناسنامه صادر کنند. این کار شروع داستان شناسنامه در زندگی ایرانیان است که سرانجام با یک مهر باطل در زمان مرگ به پایان می‌رسد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما داستان شناسنامه در زندگی افراد تنها به تولد و مرگ محدود نمی‌شود. مسئولیت‌های بسیاری برعهده سازمان ثبت احوال است که از جمله این مسئولیت‌ها می‌توان به ثبت ازدواج، ثبت مشخصات منسوبین، صدور کارت شناسایی ملی، ثبت وفات ایرانیان خارج از کشور، اصلاح تاریخ تولد، تغییر نام و نام خانوادگی و خدمات مربوط به صدور شناسنامه اشاره کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این میان به دلیل تنوع نام‌ها، الگوهای نامگذاری زیادی مانند الگوهای توصیفی، دینی و مذهبی، ملی باستانی، قومی، منطقه‌ای، ترکیبی، نام‌گل‌ها، طبیعت، حیوانات زیبا، پرندگان، کوه‌ها، رودها و نام موجودات خیالی و تاریخی وجود دارد. در این میان 14 الگوی نامگذاری برای پسران و 18 الگوی نامگذاری برای دختران وجود دارد که به همین دلیل تنوع نام‌های دخترانه از نام‌های پسرانه بیشتر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;در ثبت احوال کشور اسامی عجیب زیادی مانند شفتالو، شربت، علاقه، غم، اهریمن، باباقلی، ملخ، چیته، للو، آفت،گل سیف، همرو، اجبار، حالتاج، پنیر، پوپول، آقابگم، پارچه و بسیاری نام‌های دیگر برای زنان و مردان به ثبت رسیده که بسیاری از آنها مربوط به سال‌ها قبل هستند و دیگر اجازه ثبت اینگونه اسامی در شناسنامه‌ها داده نمی‌شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;نامگذاری با نامهای نا مأنوس و عجیب و غریب مشکلات جدی را برای صاحب اسم به وجود می آورد و او را منزوی و گوشه گیر خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;؛ برخی از نامها باعث ایجاد شخصیت در افراد شده و بعضی از شخصیت ها نیز سبب بروز نام ها می شوند و استفاده از اسامی ائمه به شرط مذهبی بودن خانواده و ارائه آموزش های لازم سبب بروز شخصیت های خوب و پسندیده در افراد می شود.بنابراین والدین ، براى فرزندانشان نام نیکو و شایسته انتخاب کنند و موجبات مسرت و خرسندى او را فراهم سازند تا کرامت انسانى او در اجتماع حفظ و حراست گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;والدین ایرانی شایسته است که بهترین نام‌ها و کنیه‌ها را برای فرزندانشان برگزینند و از انتخاب نام‌هائی که ارزش آنها را کم می‌کند و کرامت و احترام آنها را خدشه‌دار می‌سازد و باعث انحطاط شخصیت و معنویات آنها می‌شود، خودداری نمایند. از همان ابتدا کودک را به نامی گوش نواز و دل‌انگیز صدا بزنند تا کودک احساس شخصیت کند و روحیه احترام و محبت به اطرافیان و بزرگان خانواده در وجودش بیشتر شود و روش برخورد با اطرافیان و اظهار محبت و ادب به آنان را یاد بگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;در آخر اینکه قرار نیست همه بچه هایی که به دنیا می آیند، آرتیست و آرت دوست باشند، جوری برای کودکتان اسم انتخاب کنیدکه اگر راننده کامیون یا جراح مغز و اعصاب شد. رویش بشود اسمش را بنویسد و زیرش را امضا کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://ashorayi.kowsarblog.ir/ماراتن-اسم-های-عجیب-و&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://ashorayi.kowsarblog.ir/ماراتن-اسم-های-عجیب-و</link>
							</item>
				<item>
			<title>عجیب ترین و جالب ترین نام های دختر و پسر که ایرانی ها انتخاب میکنند</title>
						<description>&lt;p&gt;برخی والدین بر کمیاب بودن نام هم تاکید دارند و ترجیح می‌دهند تا نامی انتخاب کنند که فراوانی کمتری داشته باشد؛ همین امر باعث شده که شاهد اسامی عجیب و غریبی باشیم که گاهی به گوش می‌رسد ، با این حال در سال‌های گذشته تغییرات زیادی در نامگذاری فرزندان ایرانیان رخ داده که در ادامه با آنها آشنا میشوید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در پایگاه اطلاعات جمعیتی کشور ۴۲۰ هزار عنوان نام وجود دارد که ۲۲۰ هزار عنوان دخترانه و ۲۰۰ هزار عنوان پسرانه است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تنوع نام‌های دخترانه به واسطه الگوهای نام‌گذاری برابر بررسی‌های صورت گرفته پیش بینی شده که حدود ۲۰ الگوی توصیفی، دینی مذهبی، ملی باستانی، قومی، منطقه‌ای، ترکیبی، نام گل‌ها، طبیعت، حیوانات زیبا، پرندگان، کوه‌ها و رودها و نام موجودات خیالی و تاریخی نمونه‌ای از این الگوهاست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این رابطه ۱۴ الگوی نامگذاری برای پسران و ۱۸ الگوی نامگذاری برای دختران وجود دارد به دلیل آنکه الگوهای دختران برای نامگذاری بیشتر است ، تنوع نام‌های دخترانه هم بیشتر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۷ هزار و ۵۴۹ اسم قابل تغییر وجود دارد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هم اکنون ۳ هزار و ۷۳۷ نام پسرانه و ۳ هزار و ۸۱۲ نام دخترانه قابل تغییر وجود دارد که هر شخصی نامش در آن باشد بلافاصله به اسم مناسب، قابل تغییر است. البته ممکن است اسمی در این فهرست‌ها نباشد اما از دید ثبت احوال قابل تغییر باشد. در این باره فرد باید دنبال مجوزهای لازم باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باباقلی، گرگ اقا، بره، چاه و یتیم اسامی افراد در ثبت احوال&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آرشیو، آسیب، اجباری، اخی، اردوخان، اشتر، اهریمن، باباقلی، بیابانی، ملخ، فضا، فراری، شفتالو، شربت، قطار، قطاری، قسمت، قربانی، کابوس، گشنه، گرگ آقا، بره، بشم، بهداشت، بوشفر، چاه، چراغ، چیتر، زنگی، سرباز، شوجر، علاقه، غم، غارت، فرار، فراری، فراموش، کوپال، گمان، لذت، لشکر، للو، ورندل، یتیم تنها برخی از اسامی پسران قابل تغییر در این فهرست‌هاست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این اسامی غالباً به قبل از سال ۱۳۷۰ بر می‌گردد. از زمانی که مهندسی فرهنگ نام و نام‌نویسی وارد شدیم دیگر اجازه نمی‌دهیم والدین اسامی نامناسب، نامتعارف و مغایر با جنس برای فرزندانشان انتخاب کنند؛ دلیل این کار هم همان فهرست‌هایی است که با توجه به اصرار والدین مأمور ثبت احوال را وادار به ثبت اسم می‌کرده‌اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باجی،بیزار، نوشابه، ییلاق و خرما اسم زنان در ایران&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آشفته، آفت، اجبار، افسرده، باجی، بیزار، پنبه، تعارف،‌حلوا، خرما، خیار، شربتی، شقیقه، کفتر، نیمکت، قیمتی، همیشه، نوشابه، ییلاق، لوله، لیاقت، لبو، لباء، مشکی، مشکی‌جان، مغلوبه، مفتول، حاضر، حالتاج، حسرت، حضرت، حبصه، خارا، خابس، پارچه، پاکت، پنیر، پوپول، پولی، انقلاب، اوجق، آمریکا، آلمان، انگلیس، انه، آقا بگم، ادامه و ارزان بخش از اسامی قابل تغییر برای دختران است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اسامی عجیب برای کودکان، اسامی عجیب افراد در ایران ، اسامی خنده دار افراد در ایران، اسامی ممنوعه در ایران برای کودکان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در بین اسامی دختران این اسمی نیز به چشم خورده است :&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آشفته&lt;br /&gt;آبجی مار&lt;br /&gt;آواره&lt;br /&gt;آفت&lt;br /&gt;ادامه&lt;br /&gt;ارزان&lt;br /&gt;بانک ناز&lt;br /&gt;آمریکا&lt;br /&gt;برنج&lt;br /&gt;خواننده&lt;br /&gt;زابل&lt;br /&gt;رادار&lt;br /&gt;عرعر&lt;br /&gt;غم انگیز&lt;br /&gt;قیطان&lt;br /&gt;کشمش&lt;br /&gt;عکس&lt;br /&gt;و در بین اسامی پسران :&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ببر&lt;br /&gt;باقالی&lt;br /&gt;عادی&lt;br /&gt;سنجاب&lt;br /&gt;کافر&lt;br /&gt;ستم&lt;br /&gt;کلاغ&lt;br /&gt;مزاحم&lt;br /&gt;مسکو !&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ممنوعیت اسامی خارجی بر روی فرزندان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گذاشتن اسامی خارجی بر فرزندان ممنوع است اما برخی از نام‌هاست که با زبان فارسی خودمان یکی است. مانند نام برخی گل‌ها که مشابهت زیادی دارد اگر این اسامی مغایرتی با ارزش‌های ایرانی، اسلامی نداشته باشد مشکلی برای ثبت آن وجود ندارد. مانند رز، یا نام سوزان که هم اسم خارجی برای دختر است و هم به معنای سوزانده یا نام پسر به عنوان نیک که هم اسم خارجی است و هم در فارسی به معنای خوبی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;استفاده از اسامی مانند رابرت، الیزابت و جرج ممنوع است و اگر کسی هم این اسم‌ها را داشته باشد بلافاصله بعد از تقاضا به اسامی ایرانی ـ اسلامی تغییر می‌کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته هنوز هم برخی والدین این اسامی را برای فرزندانشان انتخاب می‌کنند که از گذاشتن آن جلوگیری می‌شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انتخاب اسامی که بعد از ۹۲ سال در فرهنگ نام گزینی وجود ندارد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در شش ماهه اول سال ۹۰، ۵۷۰ اسم در خواست کننده رسیدگی شده که ۳۸۱ اسم تصویب و ۱۸۹ اسم تصویب نشده است. می‌بینیم برخی والدین اسامی را انتخاب می‌کنند که در فرهنگ نام گزینی پس از ۹۲سال وجود ندارد. مثل اسم هوریزا، لیزا واژه‌های خارجی است و معنی خوبی ندارد و هارای که هیچ منبعی معتبری ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اسامی عجیب برای کودکان، اسامی عجیب افراد در ایران ، اسامی خنده دار افراد در ایران، اسامی ممنوعه در ایران برای کودکان&lt;br /&gt;ثبت لقب به عنوان اسم ممنوع است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;طنسگل، نارسیسا، مرسدس یا عسل خاتون که خاتون یک اسم قدیمی است و معمولا لقب مادربزرگ‌ها بوده که ثبت لقب نیز به عنوان اسم ممنوع است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شیما به معنی زن‌ خال‌ دار است که جزو اسمی قابل تغییر بوده و با گذاشتن آن موافقت نمی‌شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از اسامی که با گذاشتن آن موافقت نشده است رحیم کرار است که ترکیب مناسبی نیست چرا که رحیم صیغه مبالغه بسیار مهربان و کرار به معنای حمله کننده است که هیچ مناسبتی با هم ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;براساس آمار بیشترین انتخاب نام ایرانیان برای فرزندان اسامی ائمه اطهار(ع) است که فراوانی ۱۰ نام اول ثبت شده در پایگاه اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال طی ۹۲ سال برای پسران به ترتیب عبارت است از محمد، علی، حسین، مهدی، حسن،رضا، محمدرضا، علیرضا، احمد و عباس و برای دختران نیز به ترتیب فاطمه، زهرا، مریم، معصومه، زینب، سکینه، رقیه، خدیجه و لیلا و سمیه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخی اسامی اقبال موقتی دارند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تعدادی از نام‌ها یک اقبال موقتی دارند از این زاویه رسانه ملی نیز نقش مهمی در فرهنگ مهندسی نام و نامگذاری دارد. مثلا در سریال میوه ممنوعه اسم هستی، در سریال ستایش شخصیت ستایش در سریال ۵ کیلومتر تا بهشت اسم آیدا به واسطه شخصیت خوبی که در فیلم داشتند مورد پسند مردم قرار گرفت و در مقطعی بیشترین اسامی فرزندان دختر از بین این اسم‌ها بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما اسم‌های ائمه معصومین(ع) مانند اسم حسین، امیرحسین و محمد حسین علاوه بر طول سال، در دو ماه محرم و صفر نیز بیشترین فراوانی را دارند. این مسئله درباره برخی از نام‌ها نیز صدق می‌کند. به عنوان نمونه زمان انقلاب و رحلت امام خمینی(ره) اسم روح‌الله بالاترین میزان فراوانی را در میان اسم‌های پسر داشت یا سال‌های مختلفی که از طرف رهبر معظم انقلاب نامگذاری می‌شد مانند سال پیامبر اعظم (ص) یا سال امام علی(ع۹ بیشترین فراوانی به ترتیب اسم محمد و علی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سال ۸۹ پنج اسم اول پسران به ترتیب امیرعلی، ابوالفضل، امیرحسین، علی، امیرمحمد پنج اسم اول دختران نیز فاطمه، زهرا، ستایش، هستی و زینب بود که البته این آمار هر سال تغییر می‌کند اما در مجموع روند اسم‌های اول معمولا حفظ شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بیشترین فراوانی نام‌های خانوادگی در سطح کشور به ترتیب محمدی، حسینی، احمدی، رضایی، مرادی، حیدری، کریمی، موسوی، جعفری و قاسمی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;طولانی‌ترین نام‌های خانوادگی استخراج شده&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;طولانی‌ترین نام خانوادگی استخراج شده در پایگاه اطلاع جمعیتی کشور طایفه حاجی نوروز علی تهرانی معروف به کلده دره است که ۳۷ کاراکتر داشته و برای خانم فاطمه سلطان خانم متولد سال ۱۲۵۷ از تهران است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;طولانی‌ترین اسم نیز ۳۵ کاراکتر داشته که با عنوان فاطمه سلطان خانم، معروفه به شا‌زاده کربلایی متولد ۱۲۶۴ از کربلاست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;طولانی‌ترین اسم برای مردها نیز با عنوان آقا میرزا مصطفی عظیم‌الدوله ملقب به بکشو است که ۳۳ کاراکتر داشته و مربوط به سال ۱۲۴۵ از تهران است.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://ashorayi.kowsarblog.ir/عجیب-ترین-و-جالب-ترین&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://ashorayi.kowsarblog.ir/عجیب-ترین-و-جالب-ترین</link>
							</item>
			</channel>
</rss>
